عمارات خير جازم گرديد و نخست مسجد جامع كبير را كه از جملهء احداث مرتضى اعظم امجد سيد ركن الدين محمد بود و به گچ سفيد بود و به كاشى تراشيدهء الوان تزيين نمود و در كتابه سورهء
« إِنَّا فَتَحْنا »
ثبت فرمود و در شاهنشين كتيبهء مقصوره محرابى از مرمر به كار گذاشت و در پيش طاق صفه دوازده امام به كاشى مثبت ساخت . . . و در زبان خاص و عام آن ديار مذكور است كه چون شاه نظام اراده نمود كه گنبد مقصوره و صفه را به كاشى منقش سازد و در كتابه سورهء
إِنَّا فَتَحْنا
مثبت نمايد به جهت نوشتن كتابه از مولانا بهاء الدين هزار اسب كه سرآمد خوشنويسان آن زمان بود التماس نمود . مولانا كه در آن وقت سن شريفش از هشتاد متجاوز شده بود و چشمش به غايت ضعيف و رعشه در دستش به هم رسيده بود تعهد آن امر نمود . در همان شب در عالم رؤيا به خدمت سرخيل انبياء و اشرف اصفياء اعنى حضرت با رفعت خاتم المرسلين صلواة اللّه و سلامه عليه و آله مشرف گشته آن حضرت او را به نوشتن كتابه امر فرمودند . او ضعف باصره و رعشهء دست را عرض نمود .
حضرت قلمى تراشيده به او شفقت فرمودند . چون از خواب درآمد قلم را در دست خود يافت و به خدمتى كه مأمور شده بود قيام نمود و الحق چنان نوشته كه خوشنويسان از مشاهدهء آن انگشت تحير به دندان دارند . و بر يمين صفه و گنبد و مقصوره جماعتخانهء عالى بنا فرمود كه از رفعت فلك فرسايش خيمهء مينا نام سپهر خجل گرديده . . . و در ضمن مسجد پايابى « 1 » حفر كرد و به خشت پخته و كاشى مزين گردانيد و آب محمودآباد جارى ساخت و پنجرهء آهنين بر سر پاياب در صحن مسجد گذاشت و فراشخانه بر در مسجد بساخت و بيرون در مسجد كاروانسرائى بود كه ريسمانفروشان در آنجا مىبودند خراب نموده ساحت در مسجد كرد و ده دكان از يمين و يسار آن ساز داد و در ميان ساحت حوضى ساخته آب تفت در آن جارى نمود و در كتابهء درگاه مسجد القاب خاقان سعيد ميرزا شاهرخ سلطان به كاشى تراشيده ثبت نمود و نيز در مسجد چاه آب سرد كنده چاهخانه بساخت و منقش كرد و اشرف علماء ايران و افضل فضلاى دوران مولانا شرف الدين على مخدوم حسب التماس شاه نظام طوطى طبع شكر افشانش بنظم اين ابيات لطافت آيات زبان بيان بگشاد ، شعر . . . » « 2 »
هامش
( 1 ) - اصل : پاى آب .
( 2 ) - اين قطعه در ص 185 - 186 متن حاضر نيز آمده است و از نقل مجدد خوددارى مىشود .
درينجا فقط به اختلاف نسخه بدلها اشارت مىشود .