( 19 )
درياچه ص 53 س 9
منظور از درياچه ، استخرست . امروز هم در يزد اين اصطلاح در همين مورد استعمال مىشود .
( 20 )
الموعود . . . ص 53 س 11 و ص 125 س 9
« الموعود بالمائة السابعة » را لقب مبارز الدين محمد نوشته است . بايد بدانيم كه « الموعود بالمائة التاسعة » لقب اوزون حسن است ، نگاه كنيد به عرض سپاه اوزون حسن ( مجلهء دانشكدهء ادبيات ، ج 3 ش 3 ص 28 ) .
( - 20 )
الموعود . . . ص 53 س 11 و ص 125 س 9
« الموعود بالمائة السابعة » را لقب مبارز الدين محمد نوشته است . بايد بدانيم كه « الموعود بالمائة التاسعة » لقب اوزون حسن است ، نگاه كنيد به عرض سپاه اوزون حسن ( مجلهء دانشكدهء ادبيات ، ج 3 ش 3 ص 28 ) .
( 21 )
دار الفتح يزد ص 57
اكنون از اين بنا و نام آن در يزد نشانى نيست .
شرف الدين على يزدى در ظفرنامه ( 2 : 321 ) در باب اين عمارت مىنويسد : « . . . چون بشارت آن فتح ارجمند ( فتح روم ) به دار العبادهء يزد رسيد خواجه غياث الدين سالار سمنانى كه در آن سال از قبل ديوان اعلى به ضبط مال آنجا آمده بود تيمى در عين بازار شهرى ساخت و از جهت ورود آن خبر ، آن را دار الفتح نام شد و بدان اشتهار يافت . »
سبب تسميهء اين عمارت را به دار الفتح خواند مير نيز در دستور الوزرا ظاهرا به نقل از ظفرنامه چنين مينويسد :
« . . . و در آن سال كه صاحب قران امير تيمور گوركان بجانب روم لشكر كشيده بود خواجه غياث الدين سالار به ضبط دار العبادهء يزد قيام نموده ، از اموال ديوان اعلى در عين بازار شهر تيمى مىساخت و در وقت اتمام آن بنا خبر فتح روم رسيده آن را دار الفتح نام كرد و فى الواقع در تمام روى زمين بزازخانهاى به آن تكلف و آئين كس نشان نمىدهد . » ( ص 344 )
( 22 )
غياث الدين سالار ص 58 س 2
غياث الدين سالار از مردم سمنان بود كه سمت وزارت شاهرخ را يافت و اين واقعه در سال 820 بود . صاحب حبيب السير ( 3 : 598 ) به اين مطلب اشاره مىكند و مىنويسد :
« وزارت خاقان صاحب سعادت ميرزا شاهرخ بهادر - در اوايل اوقات سلطنت تعلق به سيد فخر الدين ميداشت و چون جناب سيادتمآب دو سه سال علم اقبال وزارت