تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ يزد ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
آمد و بتوسط اينجانب در مجلهء فرهنگ ايران زمين ( 10 : 5 - 123 ، تهران 1341 به طبع رسيده است . هفتمين كتاب تذكرهء جلالى تأليف عبد الغفور طاهرى است كه قسمتى از ابتداى آن راجع به اخبار يزد و جغرافياى آن ولايت است و عكسى از آن از روى نسخهء متعلق به آقاى تقى مشيرى يزدى براى دانشگاه فراهم شده است . اينك از دو تأليف ديگر در تاريخ يزد كه از آثار متأخران يا معاصران است بايد نام برد . تاريخ يزد يا آتشكدهء يزدان تأليف عبد الحسين آيتى ( يزد 1317 ش ؛ 436 صفحه ) و دو ديگر تاريخ يزد تأليف احمد طاهرى ( يزد ، 1317 ش . ، 223 ص ) . ( 5 )

كثه ص 20 س 12

كثه نام قديم يزد است . در كتب جغرافيانويسان قديم همواره ذكر « كثه » مىآيد و لفظ يزد اصطلاح جديدتر است كه بر شهر يزد گذاشته‌اند . ياقوت ذيل كثه مى - نويسد « 1 » : « و هى مدينة كورة يزد من كورة اصطخر » . لسترنج در « سرزمين‌هاى خلافت شرقى » « 2 » از تتبع در مآخذ جغرافيايى چنين استنباط مىكند كه : « يزد در زمان قديم كثه نام داشت و چون نام يزد به شهر گذارده شد « 3 » نام كثه را بر ولايت يزد اطلاق كردند . » اما ابن - البلخى ذيل يزد مينويسد : « يزد و اعمال آن چون ميبد و نائين و كثه
هامش
( 1 ) - معجم البلدان ذيل « كثه » ( 2 ) - ص 306 از ترجمهء فارسى . ( 3 ) - اين نكته معلوم نيست كه اطلاق لفظ يزد بر نام شهر تحقيقا از آن چه عهدى است . آنچه مسلم است در قديمترين اثر جغرافيائى فارسى ، يعنى حدود العالم ، فقط از كثه نام ميرود ( ترجمهء انگليسى حدود العالم ص 129 و 380 ) .