كتابهء چاهخانه اين ابيات مولانا شرف الدين على يزدى بالتماس بانى ثبت شده .
شعر « 1 »
خوش برآمد ز چاه يوسف ما * آب شد چشمهء خضر ز حيا « 2 »
لعبت تازه روى صافى دل * گردش چرخ را همو حاصل
طفل ديرينه ، پير « 3 » نو زاده * لوح هرصورتى ولى ساده
كرده پاكش ز خاك پاك از بر * كشف تفسير صورت كوثر
طالعش دلو و برج او خاكى * اخترش مشترى ز بس پاكى [ 105 ب ]
پاك شد هركه يافت صحبت او * اهل پاكيست عزّ و قربت او
كام هر كام و آرزوى همه * وز لطافت روان به سوى همه
پاك و روشن ضمير ديد او را * چرخ گردنده بركشيد او را
يار پنهان خضر و ياور نوح * معجز احمدش فزوده فتوح
دست فرخنده چون به كوه نهاد * جوش زد آب و داد خلقى داد
شربت آب را به چاهى ريخت * لشكرى را ز چاه آب انگيخت
ذو الجلالا به حقّ احمد و آل * آب لطفى ببار از ابر نوال « 4 »
تا كند فيض جودت اى وهّاب * تشنگان اميد را سيراب
و اين چاه [ خانه ] در سال ثمان و عشرون و ثمانمائه اتمام يافت .
[ ذكر ] چاه آب سرد به مصلى عتيق
خواجه مسعود شاه كه شيخ الاسلام بود بنا نهاد و به حج رفت و در بغداد وفات كرد ، و او را بياوردند و درين مقام دفن
هامش
( 1 ) - ن : اين عنوان را ندارد
( 2 ) - م : اين بيت را ندارد
( 3 ) - م : طفل
( 4 ) - ن : كاب لطفى ببار ز آب زلال