تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ يزد ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
اگرچه مشتعل است آتش جگر هردم * ز آب سرد تو بنشانمش درين گرما خلاصه‌اى ز بهشتست و روشنست كه هست * ز خاك درگه تو آب روى « دار شفا » هواى « دار شفا » را چگونه شرح دهم * كه همچو روح درآيد به قالب مرضى به سال هشتصد و نوزده بشد تازه * ز فرّ بندگى آصف ملك سيما

ذكر چاه آب سرد داخل شهر يزد به در مسجد جامع

اين چاه‌خانه [ را ] متولّى مسجد جامع ساخته بود . بغايت كوچك و حقير بود ، و شاه نظام كرمانى 60 كاروانسرائى در جنب آن بود بكند و ساحت در مسجد كرد و اين چاه‌خانه [ را ] فراخ ساخت ، و عمارت [ 104 ب ] « چاه و چرخ » بكرد و سفيد و منقّش كرد . و به التماس شاه نظام ، مولاناى اعظم شرف الدين على يزدى اين ابيات و تاريخ [ را ] گفته و بر كتابهء چاه‌خانه ثبت شده : شعر
شكر كز دور چرخ و دولت شاه * يوسف ما نمود جلوه ز چاه يمن اقبال شاه « 1 » ياور شد * ساغر كام پر ز كوثر شد گردش چرخ كارساز آمد * آب رفته « 2 » بجوى باز آمد فسحتى يافت عرصهء اسلام * ملك را داد عدل « شاه نظام »
هامش
( 1 ) - هردو نسخه : چاه ، تصحيح از روى نسخهء خطى منظومات شرف الدين على است . ( 2 ) - منظومات : دولت