تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ يزد ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
صحن مباركش چه عجب شد كه از صفا * جام جهان‌نما كه خداوند او جم است از حوض او كه چشمهء كوثر چو قطره‌ايست * آب روان كه در تن فرزند آدم است اندر هواى روح‌فزايش دم مسيح * همچون مسيح در شكم چرخ مبهم است [ 99 الف ] اى آنكه از تفرّج بستان خرمت « 1 » * بنياد خوشدلى چو اساس تو محكم است صد ساله ره ز خانهء معمور بگذرد * درگاه تو چو دولت سلطان اعظم است سلطان سكندر بن عمر شيخ آنكه چرخ * از درگه ترّفع « 2 » درگاه او خم است از فيض ابر بخشش دريا نوال او * چون چشم بحر ديدهء خورشيد پر نم است تاريخ چون به هشتصد و نه سال در رسيد * بنهاد اين بنا كه بر افلاك معظم است

باغ لايستان

باغى به غايت وسيع است و شاه يحيى آن را ساخته ، و ساباط عالى بر درگاه نهاده ، و كوشكى بر بالاى درگاه و درياچهء عالى ، و كوشك سه طبقه در ميان درياچه نهاده ، و مسجد جمعه بر در باغ احداث كرده ، و باغى مشجّر و نيكو ، و نوش بسيار نشانيده بود ، و
هامش
( 1 ) - م : بسيار خرمست ( 2 ) - ن : مربع
تاريخ يزد ( فارسى ) — صفحة 175 | ايرج افشار / جعفر بن محمد بن حسن جعفرى