عربى غالبا به اصل فارسى آن تصريح كردهاند ، « 1 » ولى برخى از آنها در معنى آن دچار خطا شدهاند « 2 » و برخى ديگر به استناد اينكه در عربى كلماتى از آن مشتق شده ، در اصل فارسى آن ترديد كرده و آن را عربى و از دوّنت پنداشتهاند . « 3 »
رفوت
جمع عربى رفت است به معنى رفتهها و سنّتهاى قديم كه بدان عمل مىشود و از مصطلحات ديوان خراج است . اين كلمه در چندجا در رسائل صاحب بن عباد در فرمانهاى ولايت كارگزاران در مورد چگونگى وصول ماليات و ضوابطى كه برطبق آن مىبايستى عمل كنند به كار رفته كه از همهء آنها همين معنى برمىآيد :
« و امره بان يجرى الخراج و المواقفات و سائر اهل المعاملات على رفوتهم المقدّرة و شروطهم المقننّة . « 4 »
« و استوف حقوق السلطان على العبرة القائمة و الرفوت الجارية ، و القوانين السابقة » . « 5 »
« و لا يتجاوز هو ولاهم فى الخفارات و غيرها الرسوم المقرّرة و الرفوت المقنّنة ، و يستوفى ذلك على يد الكاتب المنصوب من الديوان المعمور » . « 6 »
در تفسير اين كلمه حاشيهنويسان كتاب « دكتر عبد الوهاب عزّام و شوقى
هامش
( 1 ) . مانند ، جواليقى در المعرّب ، و صاحب لسان العرب و ابو عبيده و اصمعى وصولى در ادب الكتاب ، و ماوردى در الاحكام السلطانيه و جز اينها .
( 2 ) . اين دسته ديوان را از كلمهء ديو فارسى به معنى شيطان پنداشته و گفتهاند كه چون آنجا محل دبيران و محاسبانى است كه در كار خود مانند شياطين هستند ازاينرو محل آنها را به اين نام خواندهاند و حتى حكايتى افسانه مانند هم براى آن نقل كرده و گفتهاند ، روزى كسرى به دبيرخانهء خود رفت و دبيران را كه سرگرم كار حساب بودند ديد كه هريك سر در كار خود فرو برده و گويى با خود سخن مىگويد و كسرى آنها را به ديوانگان تشبيه كرد . بعضى هم نوشتهاند ديوان همريشهء دبير و از ديبى پارسى باستان به معنى خط گرفته شده است .
( 3 ) . المعرّب ، ص 154 ، حاشيهء 5 از احمد محمد شاكر .
( 4 ) . رسائل الصاحب بن عباد ، ص 47 .
( 5 ) . رسائل الصاحب بن عباد ، ص 51 .
( 6 ) . رسائل الصاحب بن عباد ، ص 62 .