« چون چيزى طلب مىكنى با نرمى و ملاطفت طلب كن » .
« چون از چيزى خبر مىدهى آن را محقق بساز » . « 1 »
در همين زمينه جهشيارى هم روايتى نقل كرده به اين مضمون :
پادشاهان ايران دبيران ديوان رسائل را سخنگويان خود مىخواندند و به آنها مىگفتند ميل به كوتاه كردن سخن شما را واندارد كه از مطالب خود بكاهيد و در نظم و ترتيب آنها كوتاهى كنيد و از جهد و مبالغه در بيان مقصود غفلت ورزيد و در اقامهء حجّت در جايى كه لازم است سستى روا داريد . « 2 »
سخنى از جمشيد
و مسكويه هم در جاودان خرد قطعهاى را در آيين نويسندگى از زبان جمشيد خطاب به دبير ديوان رسائلش چنين نقل كرده است : « نوشتهء تو زبان من و خبردهنده از نهان امر من است . راه را به سوى هوش و ادراك كوتاه كن و به حدود امور احاطه داشته باش و ترتيب مطالب را به نسبت اهميت و شايستگى آنها قرار بده » . « 3 »
موضوع نظم و ترتيب در ميان مطالب و نياميختن آنها به يكديگر كه در عبارت بالا بدان اشاره شده و در مآخذ ديگر عربى هم از آثار پارسى روايت گرديده ، در كتابهاى ادبى عربى بازتابى گستردهتر داشته است ؛ چون گذشته از اين روايات سخنشناسان عربى اين نظم و ترتيب را كه براى ايشان تا حدى بديع مىنموده بارزترين صفت مشخصهء آثار ترجمه شده از فارسى يافتهاند ، تا جايى كه آن را جوهر اصلى بلاغت فارسى شمردهاند و اين عبارت را كه « از فارسى زبان پرسيدند بلاغت در چيست ؟ گفت : در شناختن فصل از وصل » ( به معنى اين كه نويسنده بداند در كجا مطلبى را از مطلب سابق جدا كند و در كجا آن را بدان
هامش
( 1 ) . عيون الاخبار ، ج 2 ، ص 23 .
( 2 ) . الوزراء و الكتاب ، ص 3 .
( 3 ) . جاودان خرد ( الحكمة الخالدة ) ، ص 65 .