خود را بدانها بيارايند و از اين قطعه برمىآيد ، صفاتى است همچون رازدارى ، راستگويى ، خيرخواهى و اخلاص ، نيكنفسى ، عفت ، امانت در اداى وظيفه و مانند اينگونه صفات كه هميشه و در همهء جوامع مطلوب و پسنديده بودهاند .
و آنچه دربارهء دستوركار و آيين نويسندگى در اين قطعه آمده با همان روش انشاء و با همان ترتيب چنين است :
« چون مىانديشى با تأنّى بينديش » .
« و چون مىنويسى در اداء مقصود مبالغت كن » .
« از سخنان زائد كه افزون بر كفايت است كمك نگير » .
« در محقّق ساختن سخن خود كوتاهى مكن كه غفلت از آن سخن را زيان مىرساند » .
« سخن را با سخن ديگر مپوشان ( مشتبهمساز ) » .
« و معنايى را از معناى ديگر دور مگردان » .
« نوشتهات را از سه چيز فراترگير :
از فروتنىاى كه آن را سبك و خوارمايه سازد .
از پراكندگى كه آن را گنگ و نامفهوم گرداند .
از معانى فروافتادهاى كه سخنت را فروافكند » .
« معانى بسيار را در الفاظ كم بگنجان » .
« سخنت را فراگير همهء انديشههايت گردان تا چنان نشود كه آنچه در ذهن دارى سترگ و آنچه بيان مىكنى ناچيز باشد » .
« سخن دبير بايد در خور بلندى پايگاه و بزرگى پادشاه باشد ، پس سخنت را به تناسب بزرگى و رفعت او بلند و برتر بدار » .
« و بدان كه سخن بر چهارگونه است نه بيش و نه كم : امر و استفهام و خبر و طلب » .
« چون امر مىكنى در سخن محكم و استوار باش » .
« چون از چيزى مىپرسى سخنت را روشن و آشكار بيان كن » .
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 53
مساهمون: محمد مهدى ملايرى
ص٥٣