خود ديده و وصف كرده و نمونهء آنها را هم در كتاب خود آورده و گونههاى ديگر را نديده و قهرا نمونهاى هم از آنها نياورده است ؛ آن خطهايى كه ديده و وصف كرده اينها هستند :
1 - ديندبيره كه آن را به عربى « كتابة الدين » ترجمه كرده و نام فارسى آن را دين دفتريه نوشته و گويد آن خطى است كه با آن اوستا را مىنويسند .
2 - گشته كه در عربى به صورت الكستج آمده و گويد آن خطى است داراى بيست و هشت حرف و با آن عهدها و موريه « 1 » و فرمانهاى اقطاع را مىنويسند و نقش مهرهاى پادشاهان ايران و طراز جامهها و فرشها و سكههاى دينار و درهمشان هم با اين خط بوده .
3 - نيمگشته كه آن را نيم كستج نوشته و گويد اين خط داراى بيست و هشت حرف است و طب و فلسفه را با آن مىنويسند .
4 - نامهدبيره و هامدبيره « 2 » كه به عربى آن را « كتابة الرسائل » نوشته و گويد كه آن داراى سى و سه حرف است و آن براى نوشتن عموم و همهء اصناف مملكت است به جز پادشاهان ؛ و گويد كه اين خط داراى نقطه نيست و برخى از كلمات آن به زبان قديم سريانى نوشته مىشود كه اهل بابل به آن تكلم مىكنند ، ولى به فارسى خوانده مىشود .
5 - رازدبيره « 3 » كه پادشاهان نامههاى محرمانهء خود را به ملتهاى ديگر با اين خط مىنوشتهاند . اين خط داراى چهل حرف و صوت است و هريك از حرفها و صوتهاى آن شكل شناختهشدهاى دارد و در آن هيچ كلمهء نبطى ( سريانى ) وجود ندارد .
هامش
( 1 ) . ظاهرا در اين كلمه تحريفى رخداده كه دسترسى به اصل آن را دشوار ساخته ، چنين تركيبى در عربى شناخته نيست . مراد از آن در اين عبارت نوعى از اسناد مهم دولتى است همرديف عهدها و فرمانها .
( 2 ) . از معنايى كه براى اين خط شده چنين برمىآيد كه هام به معنى همه و گونهاى از آن است . در سبكشناسى آمده ( ظاهرا هماك دبيريه ) به معنى خط همگانى است ( ج 1 ، ص 77 ، حاشيه 3 ) .
( 3 ) . در الفهرست راز سهويه چاپ شده .