مردم ايراد كرده . « 1 » مسكويه هم در تجارب الامم در پايان سيرت انوشروان خطبه مفصلى از او نقل كرده كه ترجمه فارسى آن را در جاى ديگر آوردهام . « 2 » و ابو حنيفه دينورى هم خطبه مفصلى از هرمزد پسر انوشروان آورده كه از لحاظ تغييرى كه در سبك انشاء عربى آن با ساير نوشتههاى همرديف ديده مىشود قابل تأمل است ، « 3 » كه با مراجعه به آنها مىتوان دريافت كه در قرنهاى نخستين اسلامى چه مقدار از اينگونه آثار در اختيار دبيران ديوان بوده و چهگونه براى آنان به عنوان سرمشق و الگو به كار مىرفته است .
و مكايدهم فى حروبهم « 4 »
آنچه در نامهء ابن مدبر از آثار ايرانيان با عنوان « و مكايدهم فى حروبهم » ياد شده و آموختن و فراگرفتن آنها را به دبيران ديوان توصيه كرده مقصود آن دسته از نوشتههاى ايرانى بوده كه در آنها از آيين جنگ و همه قواعد و رسومى كه در زمينههاى مختلف آن از اعزام سپاهيان و كيفيت لشكركشى و آرايش جنگى و شرائط سرداران و سپاهيان و ديگر امور مربوط به آن سخن مىرفته است . آيين و رسومى كه در خلافت اسلامى هم به خصوص از آغاز خلافت عباسى كه غالب سران و سرداران از ايرانيان آشنا به اين قبيل فنون جنگى بودند گرايشى به تقليد و اقتباس از آنها پديدار شد و دبيران ديوان هم به حكم وظيفهء خود به آموختن و فراگرفتن و آشنا شدن با عبارات و اصطلاحات آنها موظف گرديدند و از آنجا كه آيينها و قواعد و رسوم جنگى معمولا برپايه غافلگيرى دشمن و نوعى حيلههاى جنگى استوار بوده است ازاينرو در عربى اينگونه آيينها را به عنوان مكايد خواندند يعنى حيلهها يا تدبيرهاى جنگى . از اين نوع نوشتهها كه در دوران ابن مدبّر شايد به فراوانى در اختيار دبيران بوده آثار
هامش
( 1 ) . طبرى 1 / 865 .
( 2 ) - ادب و اخلاق در ايران پيش از اسلام . . . ص 97 به بعد .
( 3 ) . ابو حنيفه دينورى ، الاخبار الطوال ، ص 75 تا 77 .
( 4 ) . حيلههاى جنگى ايشان