42 - الرّختوان : از دو واژهء فارسى رخت ( پوشش ) و پسوند وان ( بان ) كه معنى محافظ يا صاحب مىدهد و اين چنان كه گذشت عنوان رستهاى از خدمتگزاران طشتخانه بوده است . « 1 » اين پسوند كه در فارسى اسلامى به صورت « بان » در كلماتى همچون باغبان و دربان و مانند اينها كاربرد فراوان دارد ، در سمتها و شغلهاى دوران ساسانى نيز نظائر متعددى از آن در تواريخ ديده مىشود ، مانند پادگوسبان و مرزبان و شهربان و مانند اينها .
43 - كاتب الدّست : از دو كلمهء كاتب عربى به معنى نويسنده و دست فارسى ، و اين عنوان دبيرى بوده است كه نزديك دست سلطان مىنشسته و توقيع كنار نامهها را چنان كه او مىگفته مىنوشته است . « 2 »
در پايان فهرستى هم از برخى القاب و مناصب دربارى دولت ساسانى كه در كتاب ايران در زمان ساسانيان استاد كريستنسن آمده است ، اضافه مىشود . « 3 »
تگربذ : كه منصب او شبيه رئيس دربار بود . انديمانكاران سردار يا سالار يعنى رئيس تشريفات پردهدار را خرمباش مىگفتند .
مىبذ : ساقيان .
بذشخور : چشندگان .
خوانسالار : رئيس كل مطبخ .
سنكاپان : عملهء خلوت ( و اين عنوان را ارامنه سنكابت ناميدهاند ) .
شاهبان : بازداران .
اخوربد يا اخورسالار يا استوربان : رئيس كل اصطبل .
دربان سردار : رئيس دربانان .
پشنيكان : جماعتى از نگاهبانان پادشاه .
هامش
( 1 ) . صبح الاعشى ، ج 5 ، ص 471 .
( 2 ) . صبح الاعشى ، ج 1 ، ص 137 .
( 3 ) . اين عنوانها را در صفحهء 391 - 389 متن فرانسه و صفحه 288 - 277 ترجمهء فارسى آن كتاب خواهيد يافت .