تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
وصف كرده : « ماء مرئ و عيش هنئ و ظرف و مرؤة و فارسيّة مفهومة » « 1 » يعنى « آب گوارا و زندگى دلپذير و ظرافت و مردانگى و فارسى درخور فهم ( - فهميدنى ) نشانى اين وحدت و هم‌بستگى را پس از دوران خلافت هم در دورانهائى كه مناطق مختلف اين مرزوبوم در اختيار حكومت‌هاى جداگانه‌اى بوده كه غالبا باهم به دشمنى مىپرداخته و به جنگ و ستيز برمىخاسته‌اند و چنين مىنموده كه مردمان آن مناطق هم از هم گسسته و بيگانه شده‌اند ، به روشنى مىتوان در تاريخ زبان و ادبيات فارسى يافت . زيرا در تاريخ همين زبان و ادبيات است كه مىتوان به وضوح ديد كه چگونه همان مردمى كه به ظاهر در لواى فرمان‌روايان مختلف و از هم بيگانه و باهم دشمن و گاه در حال جنگ مىزيسته‌اند خود آن مردم بىپروا به آن درگيرىها و جنگ و جدال‌هاى قدرت‌طلبان همچون مردمى يگانه و هم‌زبان و هم‌فرهنگ پيوندهاى ديرينهء خود را همچنان استوار داشته و بزرگان شعر و ادب و دانشمندان و هرآنچه نمودار فرهنگ و تمدن ايران بوده از هر گوشه از اين سرزمين پهناور برمىخاسته‌اند و به هرجا كه منتسب مىبوده‌اند همهء آنها را از بزرگان علم و ادب و فرهنگ خود مىشناخته‌اند . و اين خود بهترين نشانهء وحدت يك قوم و ملت است .

نشانه‌هائى از اين وحدت در دورانهاى پيش از اسلام

دربارهء وحدت فرهنگى و هم‌بستگى جوامع ايرانى پيش از اسلام هم اين مطلب گفتنى است كه اين وحدت و هم‌بستگى نه تنها در دوران ساسانى كه ايرانيان دولتى بزرگ و فراگير تشكيل داده بودند صورت گرفته بود ، بلكه پيش از ساسانيان نيز همچنان در واقع موجود بود هرچند در ظاهر نمودى نداشت ، زيرا اگر نه‌چنين بود تنها با كارهاى رزمى اردشير كه
هامش
( 1 ) . احسن التقاسيم عربى ، ج 2 ص 480 .
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 12 | محمد مهدى ملايرى