گرفت . و اين نخستينبار بود كه در اسلام از سلب خمس گرفته شد . بهاى قبا و كمربند اين مرزبان را چهل هزار درهم نوشتهاند « 1 » . در اين روايت به اين امر اشاره نشده كه مثله كردن ميّت هم در اسلام ناروا شمرده مىشده .
استاد فقيد سيّد حسن تقىزاده در يكى از خطابههاى خود در موضوع تاريخ عربستان و قوم عرب در مورد مرزبان زاره چنين نوشته است : « در عهد بعثت پيغمبر ( ص ) قسمت بزرگى از حجاز و حتّى مدينه تا حدّى در منطقهء نفوذ ايران بود كه والى ايران مقيم زاره در بحرين ( يعنى الأحساء ) يا والى ايرانى مقيم يمن تا آنجا اعمال نفوذ مىكردند « 2 » . از اعمال نفوذ والى يمن در موضوع ملاقات نمايندگان او با پيغمبر ( ص ) در مدينه در زمان خسروپرويز نشانيهائى ديده مىشود ، ولى از اعمال نفوذ والى زاره در آنجاها نشانى ديده نشد .
از زاره در دوران ولايت عبيد اللّه بن زياد بر عراق به گونهاى ياد شده كه گوئى تبعيدگاهى بوده براى كسانى كه از سوى والى به تنبيهى محكوم مىشدهاند « 3 » .
دادفروز گشنسپان معروف به « المكعبر »
اين شخص ، كه در داستان محاصرهء زاره توسط علاء بن الحضرمى و همچنين در فهرستى كه حمزهء اصفهانى از مرزبانان ايرانى در عربستان آورده نامش برده شده ، يكى از مرزبانانى است كه بيش از هر مرزبان ديگرى در ميان اعراب شهرت داشته ، و در داستانهاى عربى ، و آنچه به نام ايّام العرب خوانده شده است ، نامش باقى مانده است . وى به سبب وظائفى كه از سوى دولت ساسانى در حفظ امنيّت عربستان برعهده داشته قلمرو عملكرد او هم همهء بحرين و به قول حمزه ولايت بحرين و عمان تا يمامه و يمن و پيرامون آن را دربر مىگرفته است . « 4 » و بهسبب درگيريهائى كه به مقتضاى وظيفهء خود با برخى از اعراب و قبائلى كه به راهزنى مىپرداختهاند ،
هامش
( 1 ) - بلاذرى ، فتوح ، 104 .
( 2 ) - جزوه سوم ، خطابه هشتم ، انتشارات دانشكدهء علوم معقول و منقول ، ص 28 .
( 3 ) - طبرى ، 2 / 242 و 2 / 368 .
( 4 ) - سنى ملوك الارض و الانبيا ، ص 116 .