يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ
« 1 »
»
. يعنى اى كسانى كه ايمان آوردهايد شما خود را باشيد ، و وقتى هدايت يافتيد از گمراهى ديگران زيانى نخواهيد ديد « 2 » .
از آنجا كه هجر از مراكز اصلى ايرانيان در بحرين بود ، در دوران اموى كه دوره غليان تعصّب عربى بود ، مردم هجر را بهآسانى در زمرهء اعراب نمىشمردند . وقتى مصعب بن زبير در جنگ با عبد الملك بن مروان خليفه اموى در سال 70 هجرى بر برخى از سرداران عرب ، كه به طرفدارى از عبد الملك با او مىجنگيدند ، دست يافت و آنها را به اسارت گرفت ، و هركدام را با عباراتى ناسزا مىگفت و تحقير مىكرد ، عبد اللّه بن فضالة الزهرانى يكى از آنها را با اين عبارت تحقير كرد و دشنام داد : « آيا تو نخست اهل هجر و سپس اهل سماهيج ( جزيرهاى ايرانى در خليج فارس ) نبودى ؟ به خدا سوگند كه تو را به همان نسبت خودت برمىگردانم » . و عبد اللّه بن عثمان بن ابى العاص يكى ديگر از آنها را هم به اين عبارت ناسزا گفت : « آيا تو نسبت به من گردنفرازى مىكنى ، درحالىكه تو علجى بودى از اهل هجر كه پدرت به طائف پيوست كه آنها هركسى را كه به آنها روى بياورد به خود مىپيوندند ، و به او عزّت مىجويند . به خدا سوگند كه تو را به اصل خودت بازمىگردانم » . « 3 » علج واژهاى است نهچندان خوشنما براى غير عرب و به قول لغتنويسان : « الرّجل من كفّار العجم » « 4 » .
* * *
مرزبان زاره
از جاهاى ديگرى در بحرين كه هم نام خود آنجا و هم نشانى از مرزبان آنجا در ضمن رويدادهاى اين دوران برده شده زاره است . ياقوت ، زاره را دهى بزرگ خوانده و از چشمهء آب آنجا ياد كرده و گويد چشمهء زاره در بحرين معروف است . و از مرزبان زاره هم ذكرى به ميان آورده به صورتى كه گوئى عنوان او شناختهتر از اسم او بوده است ، گويد « و منها مرزبان الزّارة و له ذكر
هامش
( 1 ) - سورهء 5 ، آيهء 105 .
( 2 ) - فتوح ، ص 96 .
( 3 ) - طبرى 2 / 802 .
( 4 ) - لسان العرب .