تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
و شصت هفتاد نفر صالدات زنده با توپ‌هاى كوچك كشتى به دست آمد و كرجىها و ناوهايى كه از لنكران مىآمد به كنار آب صحيحا و سالما به اردو رسيده معلوم شد كه صالداتى كه در سارىپشته كه يكى از جزاير بحر خزر است در مقابل قصبهء لنكران روانهء قزل آغاج است اين دو فروند كرجى را با يك نفر كپيتان كه به جاى سردسته است به مدافعه و ممانعت فرستاده بودند و از اين صداى توپ و تفنگ ساكنين محال ساليان متوحش شده خبر به پول‌كنيك روس كه در قصبهء ساليان نشسته بود رسانده بودند و پول‌كنيك روس با توپ و صالدات و سوارهء شيروانات كه در آن سرحد مشغول به خدمت بودند متوجه دفع لشكر ايران مىشود و از اين طرف دعاگوى دولت شاهى مير حسن خان و پياده و سوارهء طالش را با يك فوج از سرباز و دو عراده توپ با كرجىها و ناوها در آب گذرانيده و يك فوج سرباز با دو عراده توپ و جمعى سوار در اين طرف آب نگهداشته بود كه سوار لشكر روس پيدا شده دست به انداختن توپ گشادند و از اين طرف كه سليمان خان سرتيپ از آب گذشته بود فوج سرباز را با دو عراده از ميان نهرى كه به طرف لشكر روس مىرفت و در آن وقت آب نداشت به طريق كمين برداشته روانه شد و از طرف ديگر مير حسن خان با سواره و پيادهء طالش رو به سوار شيروانات و ساليان كه همراه لشكر روس بودند آورده متوجه دفع آنها شد و از اين طرف آب اين دعاگوى دولت شاهى نيز با دو عراده توپى كه داشت با سرباز و سواره خود را آشكار كرده به انداختن توپ و تفنگ اشتغال نمود . پول‌كنيك روس خيال نمود كه لشكرى سواى سواره از آب نگذشته است و توپ و سرباز در اين طرف آب مىباشند ، سوار خود را مأمور به مقابلهء سوار مير حسن خان طالش كرده خود به تعجيل به عزم ممانعت از گذشتن آب كر به طرف اين دعاگو رانده نايرهء توپ و تفنگ التهاب پذيرفت و چنان گرم بر سر اين دعاگوى دولت پادشاهى راند كه سليمان خان و توپخانه كه در آن طرف آب بودند در عقب لشكر روس ماندند . سليمان خان فرصت را از دست نداده با سرباز و توپخانه خود را ظاهر ساخته به افروختن آتش قتال و جدال اشتغال نموده و در اين بين گلولهء توپى از اين طرف به عرادهء توپ روس خورده عراده شكست و توپ از كار ماند و به شليك تفنگى كه از سربازان