ذكر احوال رضا قلى خان كه در ولايت اردلان خودسرى مىنمود
بر خاطر امناى دولت عليه حركت ناهنجار رضا قلى خان كه در هنگام وفات پادشاه مرحوم از او صادر شده بود بسيار گران و ناهموار آمده به فكر دفع و رفع او افتادند و جمعى از نظام و توپخانه را براى گرفتن او به اردلان فرستادند و غلام شاه خان برادر او را به حكومت ولايت اردلان نامزد فرمودند .
رضا قلى خان از بادهء غفلت و مستى كه هرگز هشيار نمىشد فىالجمله به هوش آمده چارهء كار خود را به جز فرار نديده با جمعى از اهل آن ولايت فرار نموده به كرمانشاهان رفت و اميرزاده فيروز ميرزا حاكم كرمانشاهان را براى عفو تقصيرات خود شفيع ساخته امناى دولت پادشاهى او را از كرمانشاهان خواسته محبوسا به آذربايجان فرستادند و مملكت اردلان بر ميرزا غلام شاه خان برقرار و مستقيم آمد .
ذكر واقعهاى كه در دارالسلطنهء اصفهان واقع شد
سليمان خان چنانكه سابقا مذكور شد به ايالت اصفهان نامزد شده در مملكت اصفهان در مال ديوان و وصول و ايصال آن كفايت به جاى نياورده بلكه قريب به صد هزار تومان در مدت قليل از مال ديوان اعلى تلف شده به اين جهت از حكومت آن ولايت معزول و به دارالخلافه رفت و غلام حسين خان سپهدار به حكومت آن ولايت سرافراز شده و محمد حسن خان خلج را به نيابت خود به اصفهان فرستاده و خود نيز متعاقب رسيده مشغول به انجام خدمات ديوانى گرديد .
در آن اوقات ما بين سربازان نظام و يك دو نفر از اهالى اصفهان گفتگويى واقع شده اصفهانى به مسجد جامع به خدمت امام جمعه اصفهان رفته عارض شد و امام جمعهء اصفهان حمايت از او نموده و سربازان قريب به مسجد جامع آمده در وقت بيرون آمدن امام جمعه فىالجمله غوغايى نموده به سنگپرانى دست گشودند و سنگى بر سر امام جمعه رسيده فى الجمله مجروح گرديد و امام جمعه به منزل تشريف برده اهل غوغا و شورش كه هميشه آشوبطلب و فتنه دوستند اجتماع عظيم در خانهء امام جمعه نموده سر از اطاعت مباشرين ديوان باز زدند و غوغا آغاز نهادند .