تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
آقاسى منصب ايلخانىگرى طايفهء عليهء قاجار به او مفوض شده بود و در اوقات ترقى پا از دايرهء منصب خود بيرون گذاشته به اكثر امورات دولتى دخل و تصرف مىنمود و امرا و اعيان نيز از ترس حاجى ميرزا آقاسى با او به طريق ديگر سلوك مىكردند و در اوقات مرض پادشاه مرحوم به باغ خود كه در خارج دارالخلافه است رفته به فكرهاى باطل افتاده جمعيت جمع نموده به طريق‌هاى نالايق حركت مىنمود و بىاذن و اجازهء دولت عليه از قورخانهء مباركه سرب و باروت بسيار گرفته به باغ خود برده بود و به حركات مجنونانه اقدام نموده و به گفتن سخنان ناشايست تكلم آغاز نهاد و همچنين از قرارى كه از كسان معتمد ميرزا نصر اللّه اردبيلى مسموع اين دعاگوى دولت در ولايت قم شد ميرزا نظر على حكيم باشى قزوينى با يكى از اهالى نظام قزوين سابقا آشنا و واسطهء امورات او در خدمت پادشاه مرحوم شده بود و آن شخص را به منصب سرتيپى دو فوج قزوين رسانيده و ضمنا با او قرار داده بود كه در ازاى اين همه محبت از تو خواهش دارم كه هر وقت نوشتهء من به تو برسد افواج نظام قزوين را بىتأمل برداشته به دارالخلافه روانه شوى و اين معاهده فيما بين حكيم باشى و سرتيپ قزوينى برقرار بوده است . در اوقات اشتداد مرض پادشاه مرحوم حكيم باشى كه خود را از اركان دولت عليه مىدانست چنان مصلحت مىبيند كه افواج قزوين را به دارالخلافه احضار نمايد و قراول و كشيكچى ارگ همايون و دولتخانهء مباركه را تغيير داده و اين خدمات را به افواج قزوين تفويض كند و اگر العياذ باللّه امرى واقع شود كسان به تبريز فرستاده اميرزاده بهمن ميرزا را به دارالخلافه آورده و بر مسند خلافت برقرار و متمكن سازد و به اين خيال محال جمعى را با خود متفق ساخته و به نزد ميرزا نصر اللّه صدر الممالك نيز رفته اين گفتگو را با او به ميان مىگذارد و ميرزا نصر اللّه بعضى سخنان كه همه وقت به كارش بيايد به او گفته او را روانه مىسازد و به حاجى ميرزا آقاسى اين گفتگوى حكيم باشى را اعلام مىنمايد . چون مرض پادشاه در كمال شدت بود همهء دولتخواهان دست توسل به دامن الهى زده از لطايف غيبى چشم داشت سدّ اين جوره امور را داشتند و از قرارى كه مسموع شد در آن اوقات شاهزاده ملك قاسم ميرزا به دولت‌خواهى سركار وليعهد دامن همت بر كمر