تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
هزار تومان است اگر ده يك اين را محصلين از ما مطالبه نمايند ده هزار تومان مىشود ، ما بايد فكرى نماييم كه خود را از اين مهلكه خلاصى بخشيم . ميرزا شفيع پرسيده بود كه چه مىبايد كرد حكايت ميمون و بز ماست و صاحب‌خانه و خوردن ميمون و به ريش بز كاسه ماست را ماليدن و ديدن مهمان مدقوق اين اوضاع را و چوب خوردن بز بىتقصير از صاحب‌خانه را به تفصيلى كه در كتب مسطور است به او گفته بود ميرزا شفيع پرسيده بود كه بز در اين ميان كى باشد آن خودخواه فاسد دوست اين دعاگويان دولت پادشاهى را نشان او داده و بز اين معركه قرار داده و به او گفته بود كه از تو توقع دارم كه در اين مرحله ساكت باشى تا من خود و تو را از اين مهلكه بىضرر خلاصى دهم . آن مرد خالى از شيطنت و فساد قبول سكوت را كرده ميرزا رضا قلى بعد از اطمينان از سكوت او پيش قنبر على خان رفته مقدماتى را كه مذكور شد با او در ميان گذاشت ، او را نيز با خود متفق كرده به منزل فتح اللّه خان و ميرزا فضل اللّه خان رفتند و به فتح اللّه خان و ميرزا فضل اللّه گفت كه واضح است كه منظور شما بعد از آرام كردن ولايت پر كردن كيسه‌هاى طمع است ، بر شما معلوم و يقين باشد كه سياهه‌اى را كه من و ميرزا شفيع در ديوان اعلى داده‌ايم و قريب به صد هزار تومان است به يكديگر افترا و بهتان زده‌ايم ، همگى دروغ و بىپاست و چندان نقصان به طرفين نرسيده و شما از اينجا معاودت نماييد و به من و ميرزا شفيع هرچه مىخواهيد بكنيد و يا آن‌كه عرض مرا شنيده و ده هزار تومان به شما مىرسانم . ايشان قدرى كج‌خلق شده و سخنان درشت به او گفته ميرزا رضا قلى همان جواب را اعاده نموده بود ، ايشان از راه طمع ناچار شده به او گفته بودند كه ده هزار تومان را به ما چگونه مىرسانى و كدام حرف تو را بايد بشنويم ؟ گفته بود كه جهانگير ميرزا و خسرو ميرزا و برادران و منسوبانش كه در تويسركان مىباشند ايشان را موضع اتهام دولتى مىتوان نمود پس از آن‌كه مثل شما ايشان را تهمت‌زدهء دولت كرديد طورى نماييد كه حكم صادر شود كه ايشان را محبوس نموده به قلعهء شاهزيده كه قريه‌اى است در تويسركان و ملك من است برده و به من از طرف دولت سپرده شوند در اين صورت من كه ميرزا رضا قلىام متعهد مىباشم كه ده هزار تومان از جهانگير ميرزا و خسرو ميرزا و برادرانش و منسوبانش به داغ و شكنجه گرفته به شما رسانم .