تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦

حكايت

ولايت تويسركان ولايتى است كوچك مشتمل بر يك قصبه و هفتاد پارچه ده و ليكن اهالى اين ولايت مردمانيند خشك‌دماغ و متكبر و وضع بقعه چنان واقع شده كه دور از شوارع اتفاق افتاده تردد از ولايات ديگر به آن ولايت كمتر واقع مىشود و خود اهل ولد نيز به ساير بلاد كمتر مىروند و به اين جهت بسيار از آداب و آداب‌دانى دورند و هريك فىنفسه چون كسى را نديده‌اند خود را افلاطون و ارسطو مىنامند و مىدانند و اهل اين قصبه و محال متفرق به دو فرقه‌اند جمعى خود را بسته و خواهان اولاد ميرزا محمد سياوشانى كه در سنوات سابقه به اين بلد آمده متوطن شده و صاحب قراى و مزارع گشته مىدانند و بعضى ديگر خود را بسته و خواهان اولاد حسينعلى بيك نامى كه پدرانش از اهالى سيستان و در عهد نادرشاه به تحصيل ماليات به اين ولايات آمده توقف نموده صاحب عيال و اولاد و سكنه و قرى و مزارع شده مىشمارند و ايشان خود را از طايفه ملك جمشيد سيستانى مىپندارند . اين طايفه هميشه با اولاد ميرزا محمد در منازعه و عداوت مىباشند و چون از ديوان اعلى اولاد ميرزا محمد به منصب وزارت اين ولايت سرافرازند و پسران حسنعلى بيك منصب كلانترى دارند هميشه در مقام حسد و عداوت آن طايفه مىباشند و در تضييع ايشان ساعى و جاهدند و اين عداوت منصبى و جاهى در ميان دو طايفه مستمر و برقرار است و هرمرحله و هرخانه و هرقريه كه در اين محال واقع است در مرور زمان دو فرقه شده هريك خود را خواهان يكى از اين دو طايفه كرده‌اند و در زمان حكومت قنبر على خان رئيس طايفهء ميرزا محمد ميرزا شفيع و رئيس طايفهء حسنعلى بيك ميرزا رضا قلى بود و اين ميرزا رضا قلى در مزاج قنبر على خان تصرف كامل نموده و قريهء گرزان را كه از قراى معظم اين ولايت است براى قنبر على خان به هرحيله‌اى كه بود از صاحبانش انتزاع نموده به ملكيت قنبر على خان درآورد ، پس از مالكيت قنبر على خان بناى تعمير قلعه براى او گذاشته عمله از ولايت گرفته و تير از دهات انداخته به اين امورات خود را مقرب حاكم ساخته به عداوت طايفهء ميرزا محمد مشغول شد و براى دهات ايشان مدعى ملكى از طايفهء قراگوزلو تراشيده به فكر تضييع ايشان برآمد و در آن
تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 266 | عباس إقبال آشتياني / جهانگير ميرزا