ذكر حركت پادشاه مرحوم از دارالخلافه به اصفهان و وقايعاتى كه واقع شد تا ورود به دارالخلافهء تهران
پادشاه مرحوم به عزم انتظام امور مملكت اصفهان و ساير بلاد از دارالخلافه حركت فرموده به قصبهء شاهزاده عبد العظيم وارد شدند و قريب به يك ماه در آنجا توقف واقع شده به لوازمات و تداركات سفر پرداختند و در ايام توقف معروض پادشاه مرحوم شد كه مجتهد العصر و الزمانى حاجى محمد ابراهيم كلباسى رحمة اللّه به جهت شفاعتگزارى اهالى اصفهان از دارالسلطنهء اصفهان بيرون آمده وارد دارالايمان قم شده و منظورش آن است كه بلكه سفرى را كه منظور امناى دولت عليه است استدعا نموده موقوف سازد .
پادشاه مرحوم چون تدارك سفر ديده شده بود و صلاح دولت عليه در موقوف شدن اين سفر نبود از راه ساوه و زرند و خلجستان عبور فرموده ملاقات مجتهد العصر و الزمانى را به وقت ديگر گذاشتند و به سبب حركات ناشايستهاى كه از محمد حسين خان خلج رعاياى خلجستان به عرض رسانده بودند حكم به گرفتارى او صادر شده مشاراليه خود را به آستانهء معصومهء قم صلوات اللّه و سلامه عليها رسانيده و پسرانش گرفتار گرديدند قلعهاى كه در قريه نيزار و قريهء قاضى داشت به حكم پادشاهى كوبيده شد و اردوى همايون از جهرود عبور نموده به ولايت كاشان تشريففرما شدند و در عمارت فين نزول اجلال واقع شده دو هفته توقف فرموده امور آن ولايت را منتظم نموده روانهء دارالسلطنهء اصفهان گرديدند .
پس از ورود به دارالسلطنهء اصفهان در عمارات پادشاهان صفويه موكب همايون نزول فرموده و به تنبيه و تأديب اشرار حكم از مصدر جلال و جاه صادر شد ، جمعى كثير از اشرار و الواط كه هريك خونها كرده و خانهها خراب نموده بودند گرفتار شحنهء سياست پادشاه جهان شده به سزا و جزاى خويش رسيدند و در اوقات توقف اردوى پادشاهى در اصفهان صارم پاشا سفير دولت عليهء روم كه براى رفع گفتگوهايى كه اشاره بدان واقع شد و از طرف دولت عليهء روم مأمور شده بود به شرف پاىبوس مشرف شده گفتگوهاى دراز و دور از كار نموده مقبول امناى دولت عليه نيفتاده بىنيل مرام مراجعتش