تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
صعب واقع شد . سربازان خود را به برج و باروى قلعه رسانيده علم‌ها بر سر برج و بارو نصب كرده آثار فتح و غلبه ظاهر ساختند . از آن طرف يار محمد خان با جميع اهل هرات از زن و مرد كفن‌ها پوشيده با شمشير برهنه از جان گذشته فدايىوار خود را به سربازانى كه به برج و بارو صعود نموده بودند رسانيده جنگى عظيم كردند . از قرارى كه مسموع شد از طرفين زياده از چهار هزار نفر مقتول شده چون مدد به سربازانى كه در برج و بارو صعود نموده بودند نرسيد فتح قلعه در عهدهء تعويق ماند و پس از اين مقدمه سفير دولت انگليس بناى گفتگو گذاشته به شفاعت هراتيان در خدمت پادشاه مرحوم تكلم آغاز كرد و به ميان هرات كس فرستاده با هراتيان نيز گفتگو بنياد نمود و در مجالس متعدد از اين جوره سخن‌ها به ميان آورد . پادشاه مرحوم به هيچ وجه التفات بر سخنان او نفرمودند و به قراردادى كه مىداد رضامندى براى دولت عليه حاصل نمىشد و در همين اوقات لشكريان دولت انگليس با توپخانهء عظيم بر سر كابل و قندهار آمدند ، پادشاه مرحوم دوستى دولت انگليس را در دولتدارى ترجيح به گرفتن و تسخير مملكت هرات داده و بعد از آن‌كه سفير دولت انگليس دلتنگ شده لذا اردوى هرات به دلتنگى روانه شده بود پادشاه مرحوم نيز از سر تسخير هرات گذشته و لشكريانى را كه در خارج اردو در ميمنه و ميسره بودند احضار فرموده كار هرات را به وقت ديگر حواله گذاشتند ، لهذا اردو را از سر هرات كوچانيده به عزم زيارت مشهد مقدس روانهء مملكت خراسان شدند و در قلعهء غوريان جمعيت و استعداد شايان گذاشته قلعه را تعمير فرمودند و پس از ورود به مشهد مقدس و فيض آستان‌بوسى امام الجن و الانس اللّه يار خان آصف الدوله را در مملكت خراسان والى مستقل فرموده روانهء دارالخلافه شدند و در چمن بسطام سان نظام اردوى مبارك را ديده پنجاه و پنج فوج كه در ركاب همايون بود بعد از وضع فرارى و متوفى چهل و دو هزار نفر سرباز تفنگ در دست به قلم لشكرنويسان اسم به اسم قلمداد شد . بعد از ديده شدن اين‌سان بعضى از لشكريان را كه قريب به اوطان بودند مرخص فرموده با ساير لشكريان وارد دارالخلافه شدند و سربازان و لشكريان هرولايت را مرخص به اوطان خود نمودند و اميرزاده فريدون ميرزا و اميرزاده بهرام ميرزا و اميرزاده بهمن ميرزا