تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
قلعه را ملاحظه نموده جاى سنگر و سيبه و حواله را معين و مشخص ساختند پادشاه مرحوم برج و بارهء هرات را به لشكريان قسمت فرموده و هركس به اندازهء قوت و قدرت قسمتى افتاده مشغول به ساختن سنگرها و ترتيب دادن حواله‌ها شدند و اردوى همايون در نيم فرسخى بلكه نزديك‌تر افتاده حكم همايون به جمع نمودن آذوقه و سيورسات يك ساله صادر شده همهء لشكريان به دو قسم شدند ، قسمتى در سنگرها نشسته مشغول قلعه‌گيرى بودند و قسمتى ديگر در اردوى همايون مانده به جمع‌آورى سيورسات و آذوقهء ساليانه قيام و اقدام مىنمودند و هراتيان نيز دل از جان بركنده و به اغواى علما و سادات خود كشته شدن را باعث بهشت جاودان و ماندن را باعث تقرب بزرگان خود پنداشته به جد و جهد تمام مشغول خوددارى و مدافعهء بيرونيان بودند و پادشاه جهان نيز بر كشتى عزم لنگر اقامت انداخته به جز از گرفتن قلعهء هرات و تسخير آن ولايت به امرى ديگر توجه نمىفرمودند و لشكريان در تضييق محصورين كوشيده از هرطرف سنگرها را پيش برده و حواله‌ها بلند كرده توپ‌هاى بزرگ بر سر حواله‌ها نصب كرده هرروز از كوبيدن برج و بارو قلعگيان را پريشان حال مىكردند و كامران ميرزا در ميان قلعه جميع امورات خود را مفوّض به يار محمد خان كرده خود در خلوتى نشسته به هيچ امر دخل و تصرف نمىنمود و يار محمد خان نيز به فتواى علما و مجتهدين اهل تسنن در قلوب لشكريان چنان راسخ و ثابت ساخته بود كه اين نزاع و جدال براى تعصب و مذهب است و عوام و خواص اهل هرات به اين سبب همگى كفن‌ها به گردن انداخته و در وقت فرصت از شهر بيرون ريخته با شمشير برهنه به تعصب هرچه تمام‌تر به جنگ و جدال اشتغال مىنمودند و همه روزه آتش حرب از طرفين افروخته بود و روزبه‌روز شديدتر مىشد تا آن‌كه سنگرها و حواله‌ها تا لب خندق رسيد و كاربر محصورين تنگ آمد .

ذكر وقايعاتى كه در عراق و ساير ولايات در حين محاصرهء هرات روى نمود

اميرزاده بهرام ميرزا به حكم پادشاه مرحوم لشكريان كرمانشاه را جمع‌آورى نموده و از كرمانشاهان حركت كرده با توپخانه به چمن گندمان رفتند و در آنجا چندان اقامت