تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦

ذكر ورود محمد خان اميرنظام به دارالخلافه و مرحمت شدن منصب وزارت اعظم به جناب حاجى ميرزا آقاسى و معاودت محمد خان اميرنظام به دارالسلطنهء تبريز و بعضى وقايعات

چون موكب پادشاهى از عمامه و لواسان وارد دارالخلافهء تهران شد محمد خان اميرنظام نيز كه با بعضى از لشكر نظام آذربايجان احضار به دارالخلافه شده بود وارد دارالخلافه و به شرف آستان‌بوسى مشرف آمد و تا آن اوقات كارگزار و وزير اعظم براى گذراندن امور دولتى معين و مشخص نگرديده و ظاهرا خلعت وزارت به احدى داده نشده بود . در اين وقت كه محمد خان امير نظام به آستان بوسى مشرف شد اعيان و امراى درب خانهء همايون را چنان به خاطر مىرسد كه اين منصب عظمى به ايشان كه مردى كامل و كارديده و موصوف به اخلاق و احوال پسنديده است و از امراى بزرگ و از خدمتكاران قديم است مرحمت خواهد شد به اين خيال بناى آمد و رفت به منزل محمد خان اميرنظام گذاشته و جناب حاجى ميرزا آقاسى فىالجمله تنها ماند . پادشاه مرحوم براى نظم و نظام امور دولتى دست‌خط همايون با خلعت آفتاب طلعت به افتخار حاجى ميرزا آقاسى صادر فرموده او را به منصب وزارت اعظم شرف اختصاص ارزانى داشتند و در توقير و احترام او كوشيده مرجع عوام و خواصش فرمودند و محمد خان اميرنظام را بعد از نوازشات بيكرانه و التفات‌هاى پادشاهانه رخصت انصراف به ولايت آذربايجان دادند و اميرزاده قهرمان ميرزا را به حكومت مملكت آذربايجان منصوب فرموده نيك و بد امور او را از امير نظام خواستند و اميرزاده فريدون ميرزا را از دارالسلطنهء تبريز به دارالخلافه احضار فرمودند و محمد خان اميرنظام با اميرزاده قهرمان ميرزا به دارالسلطنهء تبريز رسيده به نظم امورات آن سرحد پرداختند و ظل السلطان را كه تا اين زمان در دارالخلافه نگهدارى مىفرمودند مأمور به ماندن مراغه فرمودند و سيف الملوك ميرزا را به قزوين فرستادند ظل السلطان را مستحفظين دولتى به مراغه رسانيده پس از چندى توقف روانهء قلعهء اردبيلش ساختند و در اين زمستان پادشاه جهان در دارالخلافه به امن و امان گذرانيدند و چون طايفهء تركمانيهء صحراى اترك و گرگان در اين اوقات پا از دايرهء حساب بيرون نهاده به رعايان استرآباد دست‌درازى مىنمودند