تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
چون شما اسن اولاد خاقان مغفور مىباشيد بىاجازهء شما پادشاه قدم بالاى تخت نمىگذارد ، شما بايد تشريف‌فرما شده و حبوهء خاقان مغفور را مطابق شريعت طاهره برداشته و اذن و اجازه جلوس را داده ده دوازده روزى در دارالخلافه مانده به مازندران تشريف‌فرما شويد . ملك‌آرا كه مردى صادق و پاك طينت بود وارد دارالخلافه شده جميع اين كلمات را حقيقت انگاشته منتظر گرفتن حبوه و اجازهء معاودت مازندران نشستند تا بعد از چندى مأمور به توقف همدان گرديدند ، مآل حال ايشان اين‌كه در سنهء هزار و دويست و شصت و پنج در همدان به رحمت ملك منان و اصل و نعش او را به كربلاى معلى نقل نمودند . اما محمد حسين ميرزا حاكم كرمانشاهان بعد از شنيدن مأموريت لشكريان آذربايجان به كرمانشاهان و وصول اميرزاده بهرام ميرزا به كردستانات اهالى مملكت كرمانشاهان عذر او را خواسته به استقبال اميرزاده شتافتند او نيز كرمانشاهان را گذاشته به دارالخلافه رفت . اما محمد تقى ميرزا و شيخ على ميرزا كه در بروجرد و ملاير بودند متردد الأحوال نه پاى رفتن و نه جاى ماندن منتظر حركت همديگر نشستند و قائم‌مقام به هريك نوشت كه هركدام مقدم‌تر به دارالخلافه برسيد ولايت و حكومت عقب مانده را به پيش آمده مىدهيم ، محمد تقى ميرزا به خيال خود شيخ على ميرزا را غافل نموده روانهء دارالخلافه شد و شيخ على ميرزا پس از شنيدن حركت ايشان تاب نياورده به تعجيل تمام روانهء دارالخلافه گرديد ، وقتى وارد دارالخلافه شد كه محمد تقى ميرزا يك روز پيشتر وارد شده بود ، افسوس و حسرت به جايى نرسيد .

حكايت

در سنهء هزار و دويست و بيست و سه هجرى كه ميان دولت روس و ايران جنگ قائم بود نايب السلطنه از دارالسلطنهء تبريز به عزم جهاد تشريف‌فرماى سفرى شده بودند . و در حرمخانهء مباركه ديوارى شكست خورده مشغول تعمير آن بودند ، على اكبر نام بروجردى كه دزدى طرّار و مردى عيار بود به عزم دستبرد با دو سه نفر از دست‌ياران خود در آن روزها به دارالسلطنهء تبريز مىرسند و به عنوان عملگى چند روز در آن ديوار
تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 231 | عباس إقبال آشتياني / جهانگير ميرزا