تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
دعاگوى دولت در وقت ورود به درب خانهء مبارك در آن منزل مىنشست گذاشته و فوج سرباز قراجه داغى كه منصور خان سرهنگ آن فوج بود در درب خانه حاضر نموده و اين دعاگوى دولت در وقت ورود به درب خانه از قضا آن روز به آن منزل نرفته يكسر به سلام پادشاه مرحوم رفت و از خدمت پادشاه مرحوم عود نموده به حرمخانه به ديدن همشيره كه همان روز از قزوين آمده بود رفت و از آنجا بيرون آمده به ديدن دو نفر عمه كه هردو نفر در منزل ميرزا ابو القاسم قائم‌مقام بودند آمد و ميرزا ابو القاسم در آنجا با اين دعاگو ملاقات كرده پريشان‌گويى و سخنان بىربط كه اكثر اوقات در طفره زدن از كار عادت او بود آغاز نهاد و اين بيت را مكرر رو به دعاگو نموده مىخواند :
سخت دلتنگ شدم خانهء صياد خراب * كاش روى قفسم جانب صحرا مىكرد
اين دعاگوى دولت از منزل او برخاسته به بازديد طهماسب ميرزا رفت ، از قضا طهماسب ميرزا در منزل نبود و يك ساعت بيشتر به غروب نمانده بود خواست كه از درب خانه سوار شده به منزل عود نمايد كه اسمعيل خان پيشخدمت جديد الاسلام از طرف پادشاه مرحوم آمده اين دعاگو را احضار نمود و اين دعاگوى دولت به خدمت پادشاه مرحوم رسيد چون بعضى امورات سرحديه خوى و جمع‌آورى لشكر براى آن سرحد و بعضى امورات از قبيل تنظيم سوارهء قراپاپاق و فرارى طايفهء سيبه از محال ساوجبلاغ در ميان بود و اين دعاگو به عرض پادشاه رسانيده بود فرمايش فرمودند كه جهانگير ميرزا مىخواهيم اين امورات و اين مطالبات را امشب با ميرزا ابو القاسم قائم‌مقام و محمد خان اميرنظام نشسته گفتگو نموده تمام نماييد كه فردا ارقام آن به مهر برسد و پس‌فردا شما لشكرى را كه براى طلب مال تجار خبر نموده‌ايد و به قازلى گول برده مشغول به گرفتن مال تجار از سرعسكر ارزنة الروم باشيد و محمد خان امير نظام در حضور مبارك ايستاده بود . اين دعاگوى دولت عرض كرد كه فرمايش پادشاه مطاع است امشب اين دعاگو به منزل نمىرود و با قائم‌مقام و اميرنظام نشسته امورات را به انجام رسانده فردا چگونگى را به خدمت عرض مىنماييم . از حضور مرخص شده با محمد خان اميرنظام روانهء بالاخانه‌اى شد كه منزل معين اين دعاگو بود كه وقت آمدن دربخانه در آنجا مىنشست .