تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
نزديك قصبهء ميانج مضرب خيام پادشاهى گرديد .

ذكر ورود اردوى پادشاه مرحوم به قصبهء ميانج تا ورود به دارالسلطنهء تبريز و گرفتارى اين دعاگو و بعضى از اميرزادگان

چون اردوى پادشاه مرحوم به قصبهء ميانج رسيد اهالى آذربايجان به اخلاص و ارادات تمام روى به اردوى همايون آوردند و به شرف آستان‌بوسى مشرف مىشدند و به شكرانهء وجود پادشاه مرحوم غم‌هاى گذشته را از خاطر مىزدودند و اين دعاگوى دولت پادشاهى قبل از همهء اميرزادگان آذربايجان در منزل ميانج به شرف آستان‌بوسى مشرف و به لوازم مرحمت از طرف پادشاه مرحوم سرافراز شد و چون از منزل تربت‌جام تا اين منزل ميرزا ابو القاسم قائم‌مقام كه كارگزار بود در خدمت پادشاه مرحوم به سبب اغراض فاسدهء خود موضوع دولت‌خواهى خود را بدگويى اين دعاگوى دولت نموده بود و چنان در خاطر پادشاه مرحوم قرار داده و متيقن ساخته بود كه اين دعاگوى دولت در آذربايجان البته به شرف آستان‌بوسى مشرف نخواهد شد بلكه به اموراتى كه باعث تخريب دولتى باشد قيام و اقدام خواهد كرد و جميع خدمات سرحديه و تمكيناتى را كه از محمد خان امير نظام نموده بود به لباس تزوير و حيله‌گرى در خدمت پادشاه مرحوم جلوه‌گر ساخته و ظهور صدق و كذب عرايض خود را به اوقات ورود آذربايجان و به تخلف اين دعاگوى دولت از شرف آستان‌بوسى منوط و مربوط داشته بود در اين وقت كه اين دعاگوى دولت به صدق و ارادت تمام مقدّم از همهء اميرزادگان با وجود اين‌كه از خوى و اروميه تا منزل ميانج ده مرحله راه است و از همهء ولايات آذربايجان به آنجا بعيدتر است به شرف آستان‌بوسى رسيد فساد عرايضى كه ميرزا ابو القاسم قائم‌مقام در خدمت پادشاه مرحوم مىنمود ظاهر شده پادشاه مرحوم به مقتضاى طينت به لوازم مرحمت و التفات اقدام مىفرمودند ميرزا محمد پسر قائم‌مقام خبر ورود اين دعاگوى دولت را در منزل ميانج به پدر خود نوشته روانه نمود و ميرزا ابو القاسم بعد از شنيدن اين خبر دانست كه اگر يك ماه اين دعاگوى دولت در خدمت پادشاه مرحوم به لوازم خدمتگزارى قيام و اقدام نمايد و محمد خان امير نظام نيز به شرف آستان‌بوسى مشرف