تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
در بين راه ميرزا ابو القاسم قائم‌مقام در تغيير مزاج مبارك پادشاه مرحوم نسبت به اين دعاگو مىكوشيد و هرچه از خدمات مسطورهء فوق كه در آذربايجان از اين دعاگوى دولت صادر شده بود به لباس‌هاى بد در نظر پادشاه مرحوم جلوه مىداد و سه نفر از كسان مجهول الحال خود را مثل محمد خويى برادر احمد و امثال او را اغوا كرده بود كه از آذربايجان به مضامين محتوى بر افترا و بهتان نسبت به اين دعاگوى دولت نوشتجات به او نويسند كه در ايام فرصت مقوى و مصدق مقال خود در خدمت پادشاه مرحوم نمايد ، القصه براى اين دعاگوى دولت‌ساز بدنفسى را چنان مىنواخت كه به جز افنا و اعدام وجود اين بيچاره اقدام به هيچ امرى را در دولت‌دارى مصلحت نمىديد . بعد از قرب به دارالخلافه خاقان مغفور جميع اعيان درب خانهء همايون را با توپخانه به استقبال فرستاده با اعزاز و احترام تمام وارد دارالخلافه شدند و در باغ موسوم به لاله‌زار منزل مرحمت شد ، سركار ظل السلطان با بعضى از شاهزادگان و بعضى از قاجاريه و امين الدوله متفق شدند كه خاقان مغفور را از تفويض منصب جليل وليعهدى به پادشاه مرحوم مانع آيند . خاقان مغفور كه اعقل سلاطين اسلام و اكمل عقلاى زمان خود بودند هيچگونه مصلحت دولت را در ترجيح اولاد خود بر پادشاه مرحوم نمىديدند و چنان‌كه امير كبير امير تيمور گوركان بعد از وفات پسر خود جهانگير كه وليعهد دولت او بود با كثرت اولاد صلبى منصب وليعهدى را به پير محمد پسر جهانگير داده و نيز شاه عباس ماضى كه اعقل و اكمل پادشاهان صفويه بود بعد از محمد باقر ميرزا كه وليعهد بود منصب وليعهدى را به پسر او شاه صفى كه موسوم به سام ميرزا بود مفوض نمود . خاقان مغفور نيز طريق اين دو پادشاه عظيم الشأن را سلوك فرموده پادشاه مرحوم را از ميان همهء اولاد صلبى خود كه قريب پنجاه نفر بودند به رجحان و ترجيح اختصاص داده به رتبهء عليهء وليعهدى ايران سربلند و سرافراز فرمودند و قباى كيانى و خنجر و شمشير و كمر مرصع و بازوبند مكلل به الماس به رسم خلعت التفات و مرحمت شد و در سلام عام كه محضر جميع شاهزادگان و رؤساى ايران بود با خلعت و فرمان پادشاه مرحوم را احضار فرمودند و به نوازشاتى كه فوق آن متصور عقول نيست مفتخر ساختند و جميع اعيان و امراى در خانه را با علما و فضلا و مجتهدين و سادات و اهالى اسواق و محلات