تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
شرف مصاهرت پادشاه مرحوم سرافراز شده همشيرهء اعيانى پادشاه مرحوم را برداشته به دارالخلافه برد و چون زمستان به سر آمد و كوه‌ها و راه‌ها از برف خالى شد اكراد سرحد نشين به دست‌درازى و هرزه‌گردى مشغول شدند از جمله اكراد جلالى كه قريب به هزار و پانصد خانوار و بر خلاف ساير طوايف اكراد اكثر پياده و تفنگ دارند به كاروانى كه از اسلامبول به تبريز مىآمدند دست‌درازى كرده و چند نفر از كسان تجار ايران را مقتول ساختند و اكراد محالات ديگر نيز به خودسرىهاى ديگر اقدام مىنمودند محمد خان امير نظام اين دعاگوى دولت را به دفع اكراد جلالى و تنبيه ساير اشرار سرحدنشين مأمور نمود و اين جوره حكايات را كه در سرحد واقع مىشد بعد از وفات نايب السلطنه نقص اين دولت عليه مىدانست به اين جهت حكم نظامى به عهدهء محمد على خان ماكويى سرتيپ افواج تبريز صادر نمود و به ابراهيم خليل خان سرهنگ نظام خوى نيز حكم نظام فرستاد و به اين دعاگوى دولت هم اذن جمع‌آورى سوار ولايت خود را نوشت . چون اين دعاگوى دولت شاهى را چيزى كه به خاطر نمىرسيد و به هيچ‌وجه اعتقاد نمىكرد همان بود كه با وجود بودن محمد خان امير نظام كه امين و خيرخواه دولت بود چگونه مىشود كه مفسدان خدمات دولتى خدمتگزاران را كه به اذن و استحضار امناى دولت مىنمايند در لباس خيانت به پادشاه مرحوم جلوه توانند داد لهذا غافل و ذاهل از همهء جهات به جز راه خدمتگزارى و جانسپارى راهى ديگر نمىسپرد مشغول به جمع آوردن افواج نظام و سوارهء آن سرحد شده به قدر چهار هزار نفر نظام و سواره در قريهء ماركان حاضر آمدند و در جميع راه‌هاى تردد اكراد سوار گذاشت كه مطلع از حقيقت حال نشوند و چون طايفهء جلالى در قشلاق و ييلاق امكنهء بسيار صعب به دست آورده‌اند چنان‌كه سوار را محال است كه به ميان چادرهاى آنها درآيد و نظام پياده نيز در آن سنگلاخ عظيم كه به عبارت آن سرحد كره مىگويند مشكل است به آسانى تردد كند و در ميانهء ييلاق و قشلاق ايشان سه منزل راه فاصله است اگر كسى بخواهد به آن طايفه به آسانى تسلط پيدا كند بايد در حينى كه حركت از قشلاق به ييلاق مىنمايند و چند روز در آن ما بين توقف دارند در آن منازل با ايشان برخورده به تنبيه ايشان اقدام نمايد اين