از لشكريان براى بستن سنگر به سمت دروازهء خوش آمدند ولى آن روز مقدور نشد كه سنگر بسته مستحفظ گذاشته شود .
فرداى آن روز پادشاه مرحوم بروسكى نام فرانسه را كه معلم نظام بود با يك فوج سرباز و يك عراده توپ به بستن سنگر در دروازهء خوش مأمور فرمودند افاغنه نيز از قلعه بيرون آمده به مدافعه مشغول شدند ، چون مأمورين از سربازان جديد بودند و هنوز در كار جنگ مهارتى نداشتند افاغنه بر ايشان غالب آمده به قدر سيصد نفر مقتول و مابقى در ديوار بست باغى محصور آمدند و عرادهء توپ شكسته در ميدان ماند ، پادشاه مرحوم اميرزاده خسرو ميرزا را با جمعى به امداد محصورين فرستادند . اميرزاده افاغنه را پس نشانيده محصورين را از آن مهلكه مستخلص ساختند و با توپ مزبور به اردو رسانيدند اما بستن سنگر در آن روز نيز مقدور نشد بلكه همان شب سربازان مستحفظ سنگر تلبنگى را نيز احضار اردو فرمودند و صبح از آن مكان كوچ واقع شده در مكان موسوم به تخت صفر نصب خيام اقامت نمودند و در شبى از شبها تفنگچيان افاغنه از شهر بيرون آمده بر بالاى كوهى كه مشرف بر اردو بود صعود نموده به انداختن تفنگ و شمخال مشغول گرديدند .
پادشاه مرحوم اميرزاده احمد ميرزا را به دفع افاغنه مأمور فرموده ايشان را از سر كوه راندند و به جهت نامناسبى مكان از آنجا نيز حركت نموده به سمت شرقى هرات در محلى كه موسوم به سنگر شيردل خان بود اردو زده متوقف شدند . در آن ايام توقف روزى از قلعه قريب به دروازه هزار جمعيت از افاغنه و اهالى شهر و تايمنى و دو عراده توپ با شاهزاده جهانگير ولد كامران و شير محمد خان هزاره كه به كمك شاهزاده كامران آمده بود بر سر اردو آمدند و آن روز جنگ عظيم واقع شده جمعى از طرفين مقتول و مجروح گرديدند و تا شب جنگ قائم بود .
بعد از سه روز ملا بهرام نام فرستادهء كامران ميرزا خدمت شاه مرحوم آمده استدعاى صلح نمود و در بين گفتگوى صلح گرد سپاه افاغنه ظاهر شد ، پادشاه مرحوم چون از كيد افاغنه آگاه گرديد به توپخانهء مباركه تشريف برده مهدى خان قراپاپاق را با سوارهء ماكويى به سركردگى آقا بيك به مدافعه مأمور فرمودند . نظر به قلت مأمورين افاغنه ايشان را
تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص١٨٤