طوايف و عشاير آن طرف مأمور به امداد اسحق پاشا نموده بود كه او را در مملكت وان مستقل نمايند و به خيال اينكه مبادا لشكر ايران به امداد تيمور پاشا اقدام نمايند حكم به حركت امين پاشا صادر نمىنمود تا محمد بيك فرستادهء او به تبريز رسيده از طرف محمد خان امير نظام اطمينان يافت كه لشكر ايران به معاونت تيمور پاشا مقدم نخواهند شد و امير نظام صراحة اين دعاگوى دولت را نيز از امداد تيمور پاشا منع نمود .
بعد از اطمينان سر عسكر امين پاشا از مملكت موش با دوازده هزار سوار به صحابت اسحق پاشا به سمت مملكت وان حركت كرد ، تيمور پاشا نيز با هشت هزار سوار كه دو هزار آن از عشاير اكراد ايران بود و شش عراده توپ از اين دعاگوى دولت وداع نموده به مقاتلهء لشكر پرداخت .
اين دعاگوى دولت نيز اردوى خود را به الباق كشيده منتظر اخبار نشست اما تيمور پاشا از امين پاشا شكست خورد و اهل وان به سبب آنكه اسحق پاشا سابقا حاكم وان و اهل ولايت او را خواهان بودند بر تيمور پاشا شوريده و اسعد پاشا پسر او را از وان اخراج نموده پدر و پسر به قلعهء خوشاب كه از قلاع متينهء روى زمين و گرفتن آن اصلا ممكن نيست پناه برده نشستند و در همين اوقات چاپار از كرمان رسيده حكم رسانيده كه بلا تأمل بايد قلعهء وان را عوض قلعهء ايروان گرفت و مقرر داشته بودند كه اگر قلعهء وان به دست آمد به نايب السلطنه اخبار شود كه به تعجيل وارد آذربايجان شده در اين قسمت كه دولت روم را ضعفى تمام حاصل است شايد نوعى شود كه به طريق دوستى مملكت وان را به تصرف اولياى دولت گذارند و الا به جنگ و جدال آن مملكت را از تصرف دولت روم انتزاع فرمايند .
چون فرصت از دست رفته و امر تيمور پاشا مختل شده بود حقيقت امر به نايب السلطنه عرض شد و تأسف به جايى نرسيد . بعد از اين مقدمات اين دعاگوى دولت به خوى معاودت نمود و در همهء اين ايام جناب حاج ميرزا آقاسى كه از مكه معاودت نموده بود با اين دعاگوى دولت همراه بود و در همين زمستان طهماسب ميرزا از مشهد وارد دارالسلطنهء تبريز گرديد و تدارك فوج بهادران روس ديده شده به طرزى شايسته هشت عراده توپ بزرگ سى و دو پوند و هزار نفر سوار در اول بهار اين سال روانهء ولايت
تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 162
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص١٦٢