تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
انداختن گلوله و سركشى امرى ديگر مشاهده نكردند . اين معنى بر طبع غيور نايب السلطنه در اول ورود به خاك خراسان گران آمده با وجود اين‌كه فصل زمستان و همهء روى صحرا پر از برف و يخ بود و توپ‌هاى بزرگ و تدارك قلعه‌گيرى همراه نبود حكم به محاصرهء قلعه فرمودند . رضا قلى خان از شنيدن اين خبر مضطرب شده در خدمت قائم‌مقام اظهار برائت ذمهء خود را از حركات تفنگچيان قلعه سلطان ميدان نموده به تفنگچيان صراحة نوشت كه دست از قلعه‌دارى كشيده دارند اما خود از آمدن خدمت تقاعد ورزيده قائم‌مقام را معاودت داد و تا رسيدن قائم‌مقام قلعه را سربازان و توپچيان قهرا گرفتند نايب السلطنه به جهت عدم وحشت رعايا و لشكريان خراسان تفنگچيان قلعه را بعد از مقهوريت و گرفتارى و نوزاش و نصيحت فرموده بدون اذيت و آزار به اوطان خود مرخصى دادند و از آنجا لشكر را برداشته روانهء مشهد مقدس شدند و شاهزاده احمد على ميرزا خواهى نخواهى به استقبال آمده در همان استقبال مسلوب الاختيار شده با مستحفظين به دارالخلافه‌اش روان داشتند و سركار نايب السلطنه روانهء مشهد مقدس شده به زيارت امام عليه السلام رنج‌هاى كشيده و غم‌هاى رسيده را فراموش فرمودند و در آن زمستان لشكريان نظام و غيرنظام را در مشهد مقدس و نيشابور و سبزوار جابه‌جا كرده به فكر كار خوانين ياغى افتادند و طهماسب ميرزا را به آذربايجان فرستاده به احضار افواج بهادران روس و توپ‌هاى بزرگ قلعه كوب و بقيهء سوارهء آذربايجان حكم دادند كه در بهار متوجه مشهد مقدس شوند و آن زمستان را در خدمت امام ثامن ضامن به فراغت و خرمى به سر بردند .

ذكر احوال آذربايجان از هنگام رفتن نايب السلطنه تا روانه شدن طهماسب ميرزا با توپخانه و نظام به خراسان

چون مملكت آذربايجان از جميع لشكر نظام خالى شد و سواى دو فوج افشار و يك فوج بهادران روس كه آنها هم در ولايت سليمانيه مشغول خدمت بودند لشكرى در آذربايجان نمانده بود محمد خان امير نظام و اين دعاگوى دولت پادشاهى به فكر گرفتن
تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 159 | عباس إقبال آشتياني / جهانگير ميرزا