تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
خود تاج‌بخشى فرموده به مشهد مقدس عود نموده و هزار عدد اشرفى نيم‌مثقالى در مشهد مقدس به سكهء هرات به اسم خاقان مغفور ساخته و اين عمل را فتح هرات ناميده تنخواه مذكور را خدمت خاقان مغفور فرستاد . تا زمانى كه ولايت آذربايجان به تصرف دولت روس آمد شاهزاده شجاع السلطنه به اين اعمال بىمآل در مملكت خراسان مشغولى داشتند . در ايام مصالحهء دولتين خاقان مغفور چنان‌كه مسطور آمد او را به دارالخلافه احضار و پس از مصالحه به كرمانش فرستادند . پس از اين احوالات شاهزاده احمد على ميرزا را چنان‌كه مذكور شد به اتفاق ميرزا موسى نايب به ولايت خراسان مأمور فرمودند و شاهزادهء مذكور به مشهد مقدس رسيده از خوانين ياغى و طاغى رضا قلى خان زعفران‌لو را كه اعظم و اقواى خوانين ياغى بود خان عمو ناميده به مشهد مقدس راه داده و جميع امورات حكومت حتى نصب داروغگى مشهد مقدس و تعيين كدخدايان محلات و ضابطين محالات نيز به عهدهء رضا قلى خان قرار گرفت و براى شاهزاده گذران و اخراجات يوميه معين نموده به قوچان معاودت كرده و ارغون ميرزا كه در سبزوار به حركات نالايق اقدام مىنمود به حكم خاقان مغفور از آنجا بيرون آمده در وقتى كه اردوى خاقان مغفور در دارالسلطنهء اصفهان بود به اردو ملحق شد و مملكت خراسان بالكليه از نظم و انتظام افتاده به اين نحو كه مذكور شد بلكه از اين نيز بىنظام‌تر آمد و در نظر امناى دولت خاقان مغفور چنان مىنمود كه انتظام اين كار به غايت دشوار است به اين لباس‌ها در نظر خاقان مغفور معروض مىداشتند كه خراسان سرحد ولايت سيستان و قندهار و تركستان است و خاقان مغفور اگر به ضبط آن ولايت كوشند دو برابر ماليات خراسان بايد در مخارج سرحديهء آنجا صرف شود در اين صورت چه بهتر از آن‌كه خاقان مغفور مملكت خراسان را به همين احوال گذاشته اعتنا به ضبط آنجا نفرمايند و خوانين ياغى را كه ظاهرا خود را در دولت‌خواهى زر بىغش مىنمايند در بوتهء امتحان نگذارند و ايشان نيز در ميانهء اين خوف و رجا مانده به جهت خوددارى سرحددارى خواهند نمود و خاقان نيز چون كسى را در ميان و در ميدان نمىديدند به همين نوع سخنان در حفظ ناموس سلطنت مىكوشيدند تا آن‌كه به عون اللّه تعالى به دستيارى نايب السلطنه العليه