تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
مخل به منصب خود مىدانست و چنان‌كه يك دو سال هم در ايام عزل ميرزا ابو القاسم كارگزار آذربايجان بود در خدمت نايب السلطنهء مرحوم متهم ساخته او را به بى اخلاصى و هواخواهى ديگران منسوب داشت و نايب السلطنه يحيى خان يوزباشى را با صد نفر غلام به گرفتن او روانه داشتند و حكم فرمودند كه اگر از همدان گريخته به حز دارالخلافه به هر ولايت رفته باشد او را تعاقب كرده دست بسته به اردوى همايون رسانند . دوستان ميرزا محمد تقى او را از كيفيت مأموريت يحيى خان مستحضر ساختند و او يك روز قبل از ورود يحيى خان به همدان به بروجرد گريخته بود ، يحيى خان به بروجرد رفته از شاهزاده محمد تقى ميرزا او را دست بسته گرفته به اردوى مرحمت آباد رسانيد و محبوسا به قصبهء مرند فرستاده شد . چون محمد بيك ميررواندز كه از احوال او بعد از اين گفته خواهد شد به سبب پريشانى اوضاع ايران در دادن تنخواهى كه از بابت ولايات كوى و حرير و اربيل قبل از منازعهء دولت روس از سركار نايب السلطنه قبول نموده بود كه سالى ده هزار تومان به ديوان نايب السلطنه سپارد تهاون مىورزيد در اين اوقات از او مطالبهء تنخواه سه ساله شد و قدرى از افواج نظام نيز به ولايت بالك و صدك مأمور فرمودند او نيز كسان به عذرخواهى فرستاده محاسبهء خود را به امناى دولت نايب السلطنه پرداخت نمود و نايب السلطنه بعد از تمشيت اين مهام وارد دارالسلطنهء تبريز شدند و پس از دو ماه توقف اميرزاده خسرو ميرزا از دارالسلطنهء پترزبورگ رسيد ، خاقان مغفور نايب السلطنه را با اميرزاده خسرو ميرزا و وزير مختار دولت روس كه چند روز بعد از اميرزاده خسرو ميرزا وارد شده بود به همدان احضار فرمودند .

ذكر حركت خاقان مغفور از دارالخلافه به طرف فارس و ورود به همدان و رسيدن نايب السلطنه به ركاب همايون و بعضى از احوالات متفرقه

چون حسينعلى ميرزا فرمانفرماى فارس به خيال اين‌كه خاقان مغفور را در امور دولتى چندان اعتنايى نيست قريب به يك كرور از مال ديوانى فارس را در اين سه چهار سال به ديوان اعلى نرسانيده بود و محصلين ديوانى را عوض تنخواه نقد ليت و لعل و امروز و