و در دشت زرقان پنج فرسنگى شيراز باز با نادر سخت بجنگيد و مغلوب شد ، اشرف از راه بلوچستان بقندهار رفت هنوز بدانجا نرسيده بدست يكى از مردم ايل بلوچ كشته شد .
شعر :
الا تا نپيچى سر از عدل و راى * كه مردم ز دستت نپيچند پاى
گريزد رعيت ز بيدادگر * كند نام زشتش بگيتى سمر
بسى برنيايد كه بنياد خود * بكند آنكه بنهاد بنياد بد
به دو نيك مردم چو مىبگذرند * همان به كه نامت به نيكى برند
[ 632 - طهماسب و نادر شاه . ]
632 من سوء التدبير طهماسب دوم فرزند سلطان حسين كه به يارى نادر قلى افشار بسلطنت اشرف افغان كه بر اصفهان و برخى از ايالات فارس و كرمان قيام داشت خاتمه داد و بسال 1142 ه بسلطنت رسيد و بعد از سه سال بتحريك نادر قلى امرا و سرداران زيردست نادر طهماسب را از شاهى بر كنار كردند و فرزند خردسالش را كه عباس نام داشت بنام شاه عباس سوم بشاهى برگزيدند و نادرقلى نائب السلطنهء او شد .
طهماسب دوم بسال 1151 يا بقولى ديگر 1153 بدستور رضا قلى ميرزا فرزند نادر قلى كشته شد .
شعر :
مشقت نيرزد جهان داشتن * گرفتن بشمشير و بگذاشتن
بدين پنجروز اقامت مناز * بانديشه تدبير رفتن بساز
كه بر تخت و ملكش نيامد زوال * نماند بجز ملك ايزد تعال
[ 633 - لشكركشى خان عثمانى بايران . ]
633 من السياسة چون سليمان خان عثمانى از لشكريكه بايران كشيده بود باز گرديد شاه طهماسب بجانب ارمنيه لشكر كشيده و همهء شهرستانهايى كه بدست عثمانيان گشوده شده بود بازپس گرفت ليك سركشى سام ميرزا سبب آشفتگى خراسان شد و عبد اللّه خان اوزبك باز بدان استانها تاختوتاز نموده هرات را بگرفت و چون خبر حركت شاه طهماسب را شنيد شهر را غارت كرده با سود بسيار از جيحون درگذشت طهماسب به طرف قندهار در حركت آمد و سام ميرزا كه آن ملك را به تغلب گرفته بود از بيم فرار كرد و حكومت آنجا را به پير بداق خان قجر برگذار كرد .
اما كامران ميرزا پسر بابر شاه مغولى كه آن هنگام پادشاهى دهلى هندوستان داشت قندهار را فتح كرده از تصرف پير بداق خان انتزاع نمود و اين نخستين بارى بود كه نام اميرى از قاجاريان آنزمان معروف شده بود .