و چون اين موجز گنجايش اين مقامات كه الحق خارق عاداتست نداشت متصدى ايراد آنولادات نگشته نظر بر اختصار و اختتام گماشت
بيت :
گر آن جمله را كاتب انشا كند * مگر دفترى از نو املا كند
و اين سفينه كه فى الحقيقة حبابيست بر سر آب و نموداريست از سراب همچون مخترعات بىخردان بىته او چون تصورات كودكان كوته . آلتى است لعب طفلان را لايق و ريشخند خاطر غافلان را موافق در تاريخى سمت اختتام و صورت انجام پذيرفت كه از اين سه بيت اطلاع بحصول مىپيوندد .
تاريخ :
در اين روضه كه از فرط نوادر * شود هردم نگارى تازه لامع
پى تاريخ و نامش فكر كردم * خرد گفتا كه هست اين نكته جامع
چو در واقع نگارستان چين است * از آن آمد نگارستان واقع
قد تم الكتاب بعون الملك الوهاب