تصوّف به شيوه عوامفريبى بسر مىبرد و در ناحيه هكارى ميان اكراد تبعه دولت عثمانى مطاعيتى داشت در اوقات جنگ دولتين روس و عثمانى بعضى تفنگ و اسلحهء جنگ به دست آورد و به خيال واهى افتاده كه اكراد سرحدنشين دولتين ايران و عثمانى را در تحت رياست خود درآورد در اواخر اين سال حمزه آقاى منگور از حكومت ساوجبلاغ گريزان شده به شيخ عبيد اللّه پيوست و خيالات او را تاييد و تحريك نمود . لهذا در حدود كردستان دولت عليّه بناى قتل و نهب و حركات وحشيانه كه ناشى از جبلّت و فطرت ناپاك مىباشد گذاشت . اولياى دولت عليّه كه از غايله باخبر شدند در عرض بيست روز قريب بيست و پنجهزار نفر از عساكر موجوده را به رياست نواب و الا حشمة الدّوله حمزه ميرزا براى دفع اين شر در نقاط مهمّه حاضر ساختند و قبل از وصول اردوى بزرگ دولت به ساوجبلاغ و ارومى و آن صفحات اعتماد السلطنه مصطفى قليخان كه رياست قشون آذربايجان داشت با ساير سركردگان و عساكر منصوره در حدود مراغه و بناب دو هزار نفر از ياغيان را طعمه توپ و تفنگ نموده شكستهاى فاحش به آنها دادند و ششصد هفتصد نفر را كه جسارت استيلا به شهر ارومى كرده بودند به قتل رسانيدند و باقى را منهزم ساختند ، نيز در سه فرسنگى ارومى جمعى از اكراد را كه با شيخ صديق پسر شيخ عبيد اللّه بودند به راه عدم فرستاده و باقىماندگان را از سنگريكه داشتند و آن سنگر عبارت از كوه سختى بود دوانيده تا دو فرسنگ تعاقب نمودند . در اين اثنا نواب و الا حشمة الدّوله رئيس اردوى بزرگ در حوالى صاين قلعه به مرضى طبيعى مبتلا شده مرحوم شد و نعش مرحوم شاهزاده را با كمال احترام معاودت دادند و مقرّر شد موّقتا محمد قليخان حسام الدوله رئيس اردو باشد تا جناب اشرف سپهسالار اعظم به اردو ملحق شوند و عبد القادر خان شجاع الملك براى ابلاغ احكام لازمه به سركردگان اردو روانه شد . خلاصه در صورتى كه شيخ قادر و حمزه آقا با بعضى اعوان و اتباع خود فرارا به طرف ساوجبلاغ مىرفتند باز به هر قريه و مزرعه كه مىرسيدند آن را به آتش بيرحمى مىسوختند تا جناب حسينعلى خان وزير فوايد با فوج گروس و سوار شاهيسون دويرن به اردوى اعتماد السّلطنه پيوسته و با يكديگر به طرف ساوجبلاغ حركت كردند و بدين واسطه شيخ قادر و حمزة آقا مجال زيست نديده به سمت اشنويه گريختند . خود شيخ عبيد اللّه نيز در حدود ارومى از عساكر منصوره شكست خورده با اعوان خود به قلعهء اسمعيل آقا در دو فرسخى شهر ارومى كه جاى محكمى است گريخت . روز شانزدهم ذيحجه جناب
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى ) — صفحة 477
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٤٧٧