تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
دواب عساكر او را تلف نمود لهذا فسخ عزيمت كرده و از خوف اينكه تاتار بر بلاد او حمله كنند ولاياتى را كه تازه تصرّف كرده بود به حكّام سپرده به خراسان بازگشت و خطبهء خليفهء عباسى را از بلاد خراسان و ماوراء النّهر قطع كرد ، ولى در خوارزم و سمرقند و هرات باز به اسم خليفه مشاراليه خطبه مىخواندند ، طغيان دجله .

[ سنه 615 هجرى - سنه 1218 مسيحى ]

آسيا و افريقا - وفات ملك قاهر عز الدّين مسعود بن ارسلان شاه بن مسعود بن مودود بن عماد الدّين زنگى صاحب موصل در بيست و هفتم ربيع الاول بعد از هفت سال و نه ماه حكمرانى و فى الحقيقه به فوت او سلطنت اينطايفه منقرض شد . عز الدّين دو پسر داشت پسر بزرگتر كه ده ساله و موسوم به ارسلان شاه بود و به موجب وصيت پدرش به حكمرانى موصل جلوس نمود و بدر الدّين لؤلؤ به تدبير ملك پرداخت وفات ملك عادل كه از مرج الصّفر به عالقين آمده در اينجا مريض شد و در هفتم جمادى الاخره درگذشت و مدت سلطنت او در دمشق بيست و سه سال و در مصر تقريبا نوزده سال و عمرش هفتاد و پنجسال بود . ملك عادل شانزده پسر داشت و چند دختر در وقت وفات او هيچيك از پسرهاى او نزد او نبودند لكن ملك معظم عيسى بن ملك عادل كه در نابلس بود به عالقين آمده نعش پدر را در محفّه گذاشت و جواهر و سلاح و اسب و اموالى را كه با ملك عادل بود تصرّف كرد و فوت او را پنهان داشته به دمشق آمد و جميع مردم به اطاعت او سوگند خوردند آنگاه فوت ملك عادل را اظهار نمود و به عزادارى پرداخت و خبر فوت ملك عادل وقتى به ملك كامل رسيد كه مشغول دفع مجاهدين فرنگ كه به دمياط حمله نموده بودند بود و به واسطهء وصول اين خبر اختلاف در ميان عساكر افتاد و عماد الدين احمد بن سيف الدّين علّى بن احمد المشطوب كه در ميان اكراد هكاريّه سردار و رئيس بزرگى بود عزم كرد ملك كامل را از سلطنت مصر خلع كند ملك معظم عيسى بن عادل در شام از اين واقعه خبر شده به جانب برادر شتافت و عماد الدين مذكور را به شام نفى كرد و امر سلطنت كامل منظم گرديد و درين فتنه‌ها مجاهدين فرنگ خيلى صدمه به دمياط وارد آوردند و در سال بعد بر دمياط استيلا يافتند . اطاعت كردن ارسلانشاه بن عزّ الدّين و بدر الدّين لؤلؤ اتابك او از ملك اشرف ؟ ؟ ؟ استمداد از او در دفع عماد الدّين زنگى بن ارسلان