تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
نموده بر مجليّان ميدان مسابقت سبقت گيرد . در زمان اين خيالم پسند آمد و خاطرم به انجام آن نيازمند . براى نگارش تاريخى منتظم ، از اول هجرت سيّد عالم ، و نبّى خاتم ، صلى اللّه عليه و آله و سلّم دامن همّت بر كمر زدم و مصمّم اتمام آن شدم . حوادث عمده و سوانح معظمهء تمام روى زمين را بىاطناب محلّ و ايجاز مخلّ ، به عبارتى سليس و روان سهل و آسان نگاشتم ، و براى صحّت اسناد و روايات و تطبيق سنوات ، نظر دقت و اهتمام را محصّل گماشتم . و با آنكه اختصار منظور بود هرجا كه حاجت به بسط داشت از آن بطور اهمال نگذشتم ، و شرحى كه ايضاح مطلب بدان محتاج بود نوشتم ، و فقط وقايع را محصور و محدود به شرح سلطنت سلاطين و جنگ و صلح آنها و امثال آن سوانح ننمودم . بلكه هرگونه حوادث را از قبيل تولّد و ارتحال علما و اعيان ممالك ، و اختراعات و انكشافات ، و وقوع زلازل و طوفان و طغيان مياه و بروز امراض عمومى ، و سقوط صواعق و ظهور عجايب ، حتى بعضى از خسوف و كسوف و غيرها را برآن مزيد نمودم تا مجمع فوايد و مجموعهء موايد بوده مقبول طباع بوده باشد و قابل انطباع . و از آنجا كه در ممالك اسلاميّه ، شيّد اللّه اركانها ، از صدر اسلام تاكنون دو قسم فرمانفرمائى در كار بوده : يكى حكمرانى مذهبى به‌عنوان خلافت ، ديگرى حكومت اسلاميّه به اسم سلطنت . اين كتاب را در دو جلد قرار دادم ، جلد اول را كه عبارت از همين دفتر باشد به انقراض و زوال دولت خلفاى بنى عبّاس كه اشهر خلفا مىباشند ختم كردم ، و جلد ثانى را از استيلاى هلاكو خان و طايفهء مغول بر اين ممالك شروع نموده به آخر هذه السنهء ئيلان ئيل خيريّت دليل مىرسانم . و چون اخبار اين سفينه ، و سِيَر اين گنجينه سال به سال منتظم نوشته شده ، و نگارنده نيز از پرتو آفتاب تربيت و سحاب مكرمت و عنايت اعليحضرت قدر قدرت شاهنشاه جمجاه اسلام پناه ، وارث افسر كيان ، خسرو صاحبقران ، السّلطان بن السّلطان ، ناصر الدين شاه قاجار ، لازال ملكه مقرونا بالفخار ، به نيل هر مقصدى نايل ، و هرچه دارد از اين آستان سپهر توان مقدّس حاصل كرده ، اداى شكر ولينعمت را كه از