تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
بكشت و جسد آنها را در راهها انداخته طعمهء سگها نمود ، هم درين سال ابو الورد بن كوثر از اصحاب مروان بعد از آنكه در اطاعت بنى عبّاس درآمده بود بناى عصيان گذاشت ، عبد اللّه بن علّى بن عبد اللّه بن عبّاس با لشكر جرّارى متوجّه او شده و او در قنسرين بود پس از جنگ شديد قشون ابى ورد منهزم شدند و خود او جنگ كرد تا كشته شد و اهل قنسرين امان يافته مجدّدا با عبد اللّه بيعت كردند و او به دمشق مراجعت كرد و اهل دمشق هم طغيان نموده و اهل عبد اللّه را غارت كرده چون عبد اللّه به دمشق نزديك شد طاغيان گريختند و عبد اللّه بعدها آنها را امان داد ، والى كردن سفّاح يحيى بن محمّد بن علّى بن عبد اللّه بن عبّاس برادر خود را به موصل و چون اهل موصل سركشى نموده حاكم خود را بيرون كرده بودند يحيى يازده هزار مرد از آنها كشت و حكم به قتل زنان و اطفال نمود و سردارى با يحيى بود كه چهارهزار زنگى با او بود ، يكروز زنى از اهل موصل به يحيى گفت ما را عار مىآيد از اينكه زنگيها زنهاى عرب را تزويج كنند يحيى به قول او عمل كرده جميع زنگيها را بكشت ، ولايت دادن سفّاح برادر خود ابا جعفر منصور را بر جزيره و آذربايجان و ارمينيه ، والى كردن سفّاح عمّ خود داود را در مدينه و مكّه و يمن و يمامه . دادن سفاح ولايت كوفه و سواد آن را به پسر برادر خود عيسى بن موسى بن محمّد بن علّى بن عبد اللّه بن عبّاس ، و والى شام عبد اللّه بن علّى بن عبد اللّه بن عبّاس ، و والى مصر ابو عون بن يزيد بود و ابو مسلم خراسانى در خراسان حكمرانى داشت و وزارت ماليّه با خالد بن برمك بود ، كشته شدن ابى سلمة الخلّال معروف به وزير آل محمّد به اشارهء سفّاح ، كشته شدن سليمان بن كثير به امر ابى مسلم خراسانى كه اينمعنى اسباب كينه ابو جعفر و سفّاح نسبت به ابى مسلم شد ، وفات عبد اللّه بن طاوس بن كيسان الهمدانى از عبّاد و فقهاى اهل يمن .

[ سنه 133 هجرى - سنه 750 مسيحى ]

آسيا - والى كردن سفّاح عمّ خود سليمان بن علّى بن عبد اللّه بن عباس را بر بصره و رستاق دجله و بحرين و عمّان و مهرجانقذق ، دادن سفاح حكومت اهواز را به عمّ خود اسمعيل بن على بن عبد اللّه بن عباس ، وفات داود بن علّى عمّ سفاح در مدينه و نصب كردن سفاح زياد بن عبد اللّه حارثى را به جاى او ، عزل كردن سفاح برادر خود يحيى را از حكومت موصل به جهة كثرت قتلى كه درين ولايت كرده بود و نصب كردن عمّ خود
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى ) — صفحة 133 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / محمد اسماعيل رضوانى