تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
بود ، و مروان به موصل گريخت اهل موصل او را سبّ كردند او لابد به حرّان آمد و چند روزى در اينجا مانده و عساكر سفاح كه او را تعاقب مىنمودند به حرّان رسيدند و باز او را هزيمت دادند او به حمص رفت و از حمص به دمشق و از دمشق به فلسطين راند و عبد اللّه بن على او را تعاقب كرده دمشق را محاصره نمود و در پنجم رمضان فتح كرد و به فلسطين شتافت در اينجا نامه سفّاح به او رسيد كه نوشته بود عبد اللّه بن على برادر خود صالح بن على را به تعاقب مروان مامور كند عبد اللّه صالح را به تعاقب مروان فرستاد و صالح او را تعاقب مىكرد تا در حوالى نيل مصر در كنيسهء بوصير از اعمال مصر به او رسيد و همراهان مروان را منهزم نمود و شخصى مروان را به زخم نيزه از پا درآورد و انارفروشى از اهل كوه سر مروان را بريد و به نزد صالح آورد و دولت بنى اميّه منقرض شد و اين در بيست و هفتم ذيحجه بود عمر مروان شصت و دو سال و مدّت خلافتش پنجسال و دو ماه و پانزده روز بود بالجمله صالح ابو عون را حكومت مصر داده به شام برگشت و سر مروان را براى سفاح فرستاد و عبد اللّه و عبيد اللّه پسران مروان به حبشه گريختند و حبشيها با آنها جنگ كرده عبيد اللّه را كشتند و عبد اللّه نجات يافته و بود تا خلافت مهدى كه نصر بن محمّد بن اشعث عامل فلسطين او را گرفته نزد مهدى فرستاد ، كشته شدن سليمان بن هشام بن عبد الملك به امر سفّاح در صورتى كه او را امان داده ، گويند روزى نود يا هفتاد نفر از بنى اميّه در دمشق در مجلس عبد اللّه بن على بن عبد اللّه بن عباس حاضر بودند ، شبل بن عبد اللّه از موالى بنى هاشم وارد مجلس شده اشعارى خواند كه مضامين آن از ظلم بنى اميّه به حضرت سيّد الشهداء عليه السّلام و به زيد بن علّى بن حسين ( ع ) و ساير بنى هاشم و غيره اشعار مىكرد و عبد اللّه را بر انتقام تحريض مىنمود ، عبد اللّه در غضب شده حكم كرد با چوب‌دستى [ ها ] جميع اعضاى ان هفتاد يا نود نفر را شكستند و آنها را انداخته گليم روى آنها پهن نمودند و خوان طعام روى آن گليم گستردند و بر روى آنها نشسته غذا مىخورند و از زير پاى خود نالهء مجروحين را مىشنيدند و چندى نگذشت كه تمام مجروحين بمردند و عبد اللّه امر كرد قبور بنى اميّه را در دمشق نبش نمودند ازجمله قبر معاوية بن ابى سفيان و يزيد بن معاوية و قبر عبد الملك بن مروان و قبر هشام بن عبد الملك را نبش كرده جسد آخرى چون صحيح بود آن را آويختند و بعد بسوختند و بعد از آن بنى اميّه را مىكشتند و بر احدى ايقا نمينمودند ، و كسى از آنها زنده نماند مگر بعضى از اطفال رضيع و آنهائيكه به اندلس گريختند همچنين سليمان بن علّى بن عبد اللّه بن عباس جمعى از بنى اميّه را در بصره