تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
كوثر ، و عمرو بن صباح « 1 » كه اهل غوطه را منهزم كردند و بعضى از قرا را آتش زدند ، مخالفت اهل فلسطين با مروان كه آنها را نيز ابو الورد مقهور نمود ، رفتن مروان به قرقيسيا و خلع كردن سليمان بن هشام مروان را ، و جمع شدن هفتاد هزار نفر از اهالى شام دور سليمان و اردو زدن در قنسّيرين ، و آمدن مروان با عساكر خود از قرقيسيا به قنسرين ، و وقوع قتال شديد ما بين فئتين ، و منهزم شدن سليمان و عسكر او ، و تعاقب لشكر مروان قشون او را كه زياده از سى هزار نفر آنها را بكشتند ، و رفتن سليمان به حمص ، و جمع شدن اهل حمص و بقيّهء منهزمين دور او ، و لشكر فرستادن مروان بر سر او كه در ثانى او را شكست دادند ، و سليمان به تدمر گريخت و اهل حمص باز عصيان نموده و عساكر مروان مدّتى مديد حمص را در بند محاصره داشت تا امان خواستند و تسليم شدند ، و ولاتى كه از جانب سليمان در اين ولايت بودند اهل حمص آنها را به كارگذاران مروان دادند و ايمنى يافتند ، ظهور عبد اللّه بن معاوية بن عبد اللّه بن جعفر در كوفه ، و مقاتلهء او با عبد اللّه بن عمر بن عبد العزيز و هزيمت يافتن اصحاب معاوية كه زيديّه بودند ، و گرفتن طايفهء ربيعه امان براى ابن معاويه و خودشان و زيديه به اينكه از كوفه بروند ، چنان كه ابن معاويه به مداين آمده و جمعى از اهل كوفه بر او جمع شده و او بر حلوان و همدان و جبال و اصفهان و رى غلبه كرد ، خروج ضحّاك بن قيس شيبانى و داخل شدن بكوفه و مقاتله با عبد اللّه بن عمر كه آخرالامر در واسط پس از سه ماه جنگ عبد اللّه با ضحّاك مصالحه كرد كه سليمان بن هشام بن عبد الملك نيز با او بود ، قوّت گرفتن كار هواخواهان بنى عبّاس و برقرار شدن ابو سلمة بن حفص بن سليمان از جانب ابراهيم بن محمّد به جاى بكير بن ماهان داعى عبّاسييّن در خراسان به خواهش خود بكير كه در خود امارات موت مىديد و پذيرفتن اهل خراسان ابو سلمه را ، وفات محمد بن واسع أزدى زاهد ، وفات عبد اللّه بن اسحق مولى الحضرمى « 2 » از خلفاء عبد شمس كه مكنّى به ابو بحر و از ائمه علم نحو و لغت بود ، فوت اسمعيل ميمندى مفسّر اهل كوفه و مالك بن دينار « 3 » زاهد بصرى بقولى .
هامش
( 1 ) . كامل : عمر بن الوضاح . ( 2 ) . كامل : مولى الخضر . ( 3 ) . كامل : عبد الله بن دينار .