[ سنه 126 هجرى - سنه 743 مسيحى ]
آسيا - آمدن خالد بن عبد اللّه القسرى نزد وليد و تسليم كردن وليد او را به يوسف بن عمر ثقفى و بردن يوسف او را به كوفه و عذاب كردن و كشتن او ، اضطراب امر بنى اميّه ، كشته شدن وليد بن يزيد بن عبد الملك در ماه جمادى الاخره به سبب اكثار او در لهو و لعب و شرب خمر و فسق و اقدام به اعمال شنيعه كه مردم با يزيد بن وليد بن عبد الملك بيعت كردند و او لشكرى در تحت فرمان عبد العزيز بن حجّاج بن عبد الملك بر سر وليد فرستاده در حوالى قصر نعمان بن بشير با او مقاتله كردند و چون وليد درماند به قصر رفت و در را بر روى خود بست و قرآنى به دست گرفته گفت امروز نظير روز عثمان است ، بالجمله هواخواهان يزيد دور قصر را گرفتند و يزيد بن عنبسه از ديوار قصر بالا رفته داخل قصر شد و دست وليد را گرفته كه ببرد و او را حبس كند ، ده نفر ديگر در آن هنگام ورود به قصر نموده كه ازجمله منصور بن جمهور ، و عبد السّلام اللخمى بودند . عبد السّلام ضربتى به سر وليد زد ، و سندى بن زياد ابن ابى كبشه ضربتى بر روى وليد زد و سر او را بريدند و نزد يزيد بردند و او حكم كرد سر او را بر سر نيزه نموده در شهر دمشق گردانيدند مدت خلافتش تقريبا يكسال و سه ماه ، خلافت يزيد بن وليد بن عبد الملك معروف به ناقص در اواخر جمادى الاخره ، و او را ناقص مىگفتند زيرا كه عشراتيكه وليد بر عطاياى مردم افزوده بود او كم كرد ، و مقرّر نمود به وضعى كه در ايام هشام بود . مخالفت اهل حمص با يزيد و لشكر فرستادن يزيد به تدمير آنها و قتال شديد در حوالى ثنيّة العقاب كه اهل حمص منهزم و مقهور شدند . اجتماع اهل فلسطين بر خلاف يزيد و بيرون كردن عامل يزيد را از فلسطين و احضار كردن يزيد بن سليمان بن عبد الملك را ، و بيعت كردن با او و فرستادن يزيد بن وليد لشكرى به سردارى سليمان بن هشام بن عبد الملك به قتال يزيد بن سليمان بن عبد الملك و متفرق شدن بزرگان فلسطين از دور يزيد بن سليمان به وعد و وعيد سليمان بن هشام ، و رسيدن لشكر سليمان بن هشام به جيش يزيد بن سليمان و نهب كردن آنها را و رفتن سليمان بن هشام تا طبريّه و رمله و گرفتن بيعت براى يزيد ناقص ، عزل كردن يزيد ناقص يوسف بن عمر را از عراق و نصب كردن منصور بن جمهور را به جاى او و ضميمه نمودن مملكت خراسان را به حكومت منصور و اطاعت نكردن نصر بن سيّار و عزل كردن يزيد ناقص منصور را و نصب كردن عبد اللّه بن عمر بن عبد العزيز را به جاى او ، ظهور مروان بن محمد بن مروان به مخالفت يزيد ناقص ، شورش اهل مدينه و