تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
كه او مانند دندانست در ميان شكنبه يعنى شكنبهء نرم « 1 » كه ازو دندانى رسته باشد و ببازى او را بدين نام خواندى « 2 » و در بيستم ذى الحجّهء سنهء ثمانين و ستمائه كه اباقا خان از بغداد « 3 » مراجعت نموده « 4 » در همدان وفات يافت غازان « 5 » ده ساله بود و بر « 6 » واقعهء او زارى بسيار مىكرد چنان كه تمامت خواتين و امرا را از نوحه و گريهء او رقّتها پيدا مىشد و بعد از آنكه ارغون خان « 7 » از خراسان بيامد و بمراغه « 8 » باوردوها رسيد و بعد از جلوس احمد مراجعت نمود غازان « 9 » برقرار پيش بولغان خاتون مىبود و در سنهء احدى و ثمانين و ستمائه كه بولغان خاتون در بغداد قشلاميشى كرد شهزادگان گيخاتو و غازان با او بهم بودند و احمد در ارّان بود و ارغون خان « 10 » از خراسان ببغداد آمد و آن زمستان آنجا بود و بهارگاه بولغان خاتون متوجّه خراسان شد و ارغون « 11 » او را بخواست و در حبالهء خود آورد و غازان برقرار و قاعده در اوردوى او مىبود و بوقت توجّه احمد بجانب « 12 » خراسان ارغون خواست كه او « 13 » مراجعت نمايد بموجبى كه در داستان ارغون « 14 » تقديم يافت « 15 » غازان را پيش او بازفرستاد و در حدود سمنان بوى رسيد احمد در وى فرّ پادشاهى ديد او را نواخت و دلدارى تمام كرد و از بسطام اجازت انصراف داد چون ارغون پيش احمد آمد ايلدار با احمد بود و در مقابلهء ارغون سخنهاى سفيهانه مىگفت غازان درباب جواب او فصاحت و بلاغتى نمود كه همگنان از آن حسن جواب سوال « 16 » حيران « 17 » ماندند و بعد از آنكه حقّ تعالى ارغون را نصرت داد و بر عقب احمد بآذربيجان آمد بولوغان خاتون « 18 » متوجّه اين حدود شد و غازان را بقائم‌مقامى « 19 » ارغون
هامش
( 1 ) - در ميان شكنبهء نرم :P . , L . om .( 2 ) - و ببازى او را بدين نام خواندى :L . om .( 3 ) - از بغداد :W . om .( 4 ) - فرمود :P .( 5 ) - خان :P . add .( 6 ) - در :P .( 7 ) - خان :P . , L . om .( 8 ) - در مراغه :W .( 9 ) - خان :P . add .( 10 ) - خان :P . , L . om .( 11 ) - خان :P . add .( 12 ) - بخراسان :P . , L .( 13 ) -P . om .( 14 ) - خان :P . add .( 15 ) - يافته است :P .( 16 ) - و جواب :P . om . , L .( 17 ) - متحير :P .( 18 ) - نيز :P . , L . , W . add .( 19 ) - به راه قائم‌مقامى :P .