بگردانند - همچنان كردند - بعده بسياست پيوست - و اين واقعه در سنه احدى و عشرين و سبعمائه بود *
* بيت *
هرچه كني باز نشانت دهند « 1 » * آنچه دهي باز همانت دهند
و مدت ملك ناصر الدين خسرو خان چهار ماه و چند روز بود و اللّه اعلم بالصّواب و اليه المرجع و المآب « 2 » *
ذكر سلطان غياث الدين تغلق شاه
سلطان غياث الدين تغلق شاه بادشاه كريم و عادل بود و در طبيعت او همه « 3 » فراهمى و عمارت و آبادانى و دانايگى و هشيارى « 4 » و عصمت و پاكى و پاكيزگى مجبول و مذكور بود « 5 » - و در كياست و كفايت و فراست « 6 » و دانايگى و هوشيارى نظير نداشت - دايما خمس اوقات فرايض به جماعت گذاردى - و تا نماز خفتن نگذاردى درون حرم نرفتى - الغرض چون ناصر الدين منهزم شد سلطان غياث الدين روز شنبه غرّهء ماه شعبان سنة المذكور باتفاق امرا و ملوك و ايمه و سادات و قضات و ساير انام « 7 » در دار الخلافت بر تخت سلطنت جلوس فرمود - امرا و ملوك علائى را بنواخت - مراتب و منازل و اقطاع بر ايشان مقرر داشت - و خاندانهاى قديم كه برافتاده بودند احيا گردانيد - و بعضى اقرباى خود را القاب و اشغال تعين فرمود - چنانچه ملك فخر الدين پسر بزرگ را الغ خان خطاب « 8 » شد و ولىعهد خود كرد - و شاهزادگان ديگر بهرام خان
هامش
( 1 )B .كنند
( 2 )M . omitsو اليه المرجع و المآب
( 3 )B .هر فراهمي
( 4 )M . omitsو دانايگي و هشياري
( 5 )M . omitsبود
( 6 )M . omitsفراست
( 7 )M .ساير الانام
( 8 )M .خطاب او شد و ولي خود گردانيد