اورد - خداوند عالم چون غايت عجز و اضطرار او معاينه كرد و قصد كردن بر اسلام مستنكر پنداشت « 1 » برين شرط صلح كرد كه البخان خدمتي در حضرت فرستد و خود از ولايت گوالير بازگردد - روز ديگر الب خان اجناس خدمتى در حضرت اعلى فرستاد - و خود بكوچ متواتر بر سمت دهار بازگشت - خداوند عالمپناه مدتي كنارهء آب چنبل مقام « 2 » كرد - و مال و محصول از كفار آن ديار بر قانون قديم ستده سالما و غانما « 3 » مظفر و منصور طرف شهر مراجعت فرمود - در ماه رجب سنه سبع و عشرين و ثمانمائه در دار الملك دهلى درآمد - و در پرداخت كارهاى ملكي مشغول گشت - در ماه محرم سنه ثمان و عشرين و ثمانمائه اتفاق سوارى سمت كتهير « 4 » مصمّم كرد - چون در كنارهء آب گنگ رسيد راى هرسنگهه در حضرت پيوست - و « 5 » بمراحم فراوان مخصوص گشت - فامّا سبب انكه سه سال محصول باقي داشته بود او را موقوف « 6 » كرده مدتي داشتند - الغرض لشكر منصور لب آب گنك « 7 » عبره كرد و فسدهء آن ديار را گوشمال داده طرف كوهپايهء كمايون رفت - چندگاه آنجا بود - چون هوا گرم شد كنارهء آب رهب گرفته مراجعت فرمود - آب گنگ را باز نزديك قصبهء كنبل « 8 » عبره كرده مىخواست سمت قنوج عزيمت « 9 » فرمايد - در شهرهاى هندوستان قحط مهلك بود پيشتر نرفت - همچنان « 10 » خبر تمرّد
هامش
( 1 )M .پنداشته
( 2 )M .آب جيتل مقام و مال
( 3 )M .سالم و غانم
( 4 )M . and I .كتهيهر مصمم كرده
( 5 )M .پيوسته بمراحم
( 6 )Tabakat Akbari , p . 275 says : -نرسنگه راى كيتهر در كنار آب گنگ آمده ملازمت نمود - بواسطهء بقاياى سه ساله چند روز در قيد افتاد - آخر مال ادا نموده خلاص شد *
( 7 )M .لب اب گنگ را عبره
( 8 )M .قصبهء گنگ
( 9 )M .عزيمت فرمايند
( 10 )M . omitsهمچنان