فرمانروايى او ساخته بود .
از جمله خاطرات تلخى كه فرهاد ميرزا معتمد الدوله از حكومت لرستان داشتند ، داستان حمله سگوندها به اردوى مشار اليه مىباشد . توضيح آنكه در زمان حكومت اين شاهزاده طايفه سگوند آغاز ناسازگارى كردند و شاهزاده ناچار شد با اردوئى جهت تنبيه و تاديب آنها حركت كند ولى در جنگ از طايفه سگوند شكست خورد و همه اموال اردوى او به غارت رفت و تلفات زيادى به سربازان او وارد شد .
ظل السلطان در تاريخ مسعودى از قول حاج فرهاد ميرزا معتمد الدوله نقل مىكند « 1 » كه مىگفته : « من در هر نمازى كه در يك سال حكومت لرستان كردم ، از شدت اغتشاش و حواس پرتى و تزلزل حال كه حالا مرا مىكشند يا يك ساعت ديگر ، يقين دارم كه مقبول نيست و بايد عوض آنها را اعاده كنم . »
با اينكه حاج معتمد الدوله مردى فاضل و دانشمند و صاحب تأليفات مفيده بوده ، معهذا دو لكه سياه در تاريخ زندگانى او وجود دارد كه از چنان مرد متدينى خيلى بعيد مىنمايد و آندو صفت يكى بيرحمى و يكى فتنهانگيزى بوده [ است ] .
اعتماد السلطنه جزو يادداشتهاى روز سهشنبه 21 ماه ذيقعده 1306 مىنويسد : « در اين روز حاجى معتمد الدوله مرحوم شد . اين شاهزاده مرد بزرگى بود اما خوشقلب نبود و از خودش شنيدم به شاه عرض مىكرد كه ششصد نفر آدم كشتهام . حكومتهاى بزرگ كرد از قبيل عربستان ، كردستان ، ايالت فارس . مكنت زياد اندوخته . ممكن نبود عريضهاى به شاه بنويسد و از كسى بد نگويد . شاهزاده سوادى داشت و اكثر تأليفات او هست . مبالغى مخارج صحن حضرت جواد عليه السلام نموده قريب دويست هزار تومان مىگويند . از اين بنا مكنت او معلوم مىشود . » اين بود قضاوت مرحوم اعتماد السلطنه درباره فرهاد ميرزا و انصافا درست نقاط ضعف اخلاقى او را شناخته است .
شاهزاده علاوه بر ششصد نفر كه خودش اعتراف به كشتن آنها نموده ، در مناطقى كه حكومت كرده ، دست عده كثيرى از سارقين را بريده تنها در ايالت فارس از 1293 تا 1298 هفتاد و دو دست قطع كرده و روىهمرفته در اجراى حدود شرعى بيرحم و بىگذشت بوده است .
وقتى كه توجه و علاقه شاه را به ظل السلطان فهميد آنقدر بين او و شاه فتنهانگيزى نمود تا
هامش
( 1 ) . تاريخ مسعودى صفحه 267 چاپ سنگى .