170 / 10 - چگينى ( - چينى )
170 / 11 - ده هزار
170 / 16 - كارگيا على حمزه و راميدن تلاش نام سنگ تفنگ خورده
171 / 4 - روانهء بيهپس شدند . چون
171 / 10 - آنها اعلام كرده
172 / 3 - اقتباس ارتفاع ظلم او اثر كرده ، كارگيا فتحى كه نسبت قومى به على خان داشت و سالها ملازم شاه عباس بود ، در اين سال از ملازمت اردو و ترددات به تنگ آمده و به منزل و مقام خود آمده به دهقنت و زراعت قيام مىنمود . جمعى كثير از مردم زرمخ . . .
حمنى
دوهزار
كارگيا علىحمزه در ميدان تلاش نام و ننگ تفنگ خورده
روانهء بيهپس شدند . گفتار در بيان قتلعام اهالى لشتهنشا حسب الحكم بندگان اشرف .
چون
انهاء و اعلام كرده
آفتاب ارتفاع ظلم و ستم او با رعايا و كافهء برايا مدت پنج سال امتداد يافته بود . گفتار در بيان ياغى شدن كارگيا فتحى فومنى و به قتل رسيدن او به اتفاق اوباش و اشرار و جمرى . چون كارگيا فتحى مذكور نسبت قومى به على خان داشت و بعد از اختلال احوال على خان ، سالها ملازم نواب اعلى بود و سالى چند شيلات و فرضات تولم و فومن و توابع به ضبط وكلاى او مقرر بود ، لاجرم ادبار روى به او آورده بود . از ملازمت اردوى معلى و ترددات عالم بالا به تنگ آمده ، به مقام و مكان خود آمده ، اوقات به دهقنت و زراعت و مشقت مى - گذرانيد . اتفاقا در فصل تابستان بر سر آب مزارع با ادنى نوكر خود به نزاع مىافتد و آن نوكر حقنشناس چوب حوالهء او مىكند .
از قضا سر چوب به روشنائى چشم او خورده ، از حالت بصارت افتاده ، ضايع مىشود .
كارگيا فتحى مذكور بعد از صدور اين قضيه به تظلم پيش اصلان بيك آمده عرض مىكند كه نوكر تو چنين ذلت و خوارى با من كرده
تاريخ گيلان ( فارسى ) — صفحة 333
مساهمون: ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
ص٣٣٣