131 / 9 - قريهء شاجيك
133 / 1 - و طالش كولى و كيا جلال الدين - سپهسالار ديلمان -
134 / 11 - با سيصد تومان مواجب به - مشاراليه عنايت و احسان فرمودند .
134 / 14 - [ حرم خان ]
136 / 6 - پادشاهم
137 / 1 - كام دل مىگذرانيد كه شاطر . . .
137 / 8 - گرفتار زنجير قهر و غضب شاهى گشته دو تساق و امير قيد شاهوردى بيك بابرلو و محراب خان قاجار شدند
137 / 13 - حكومت تعيين نمود . شاه ملك سلطان
پناه نمودهاند ، به آن سلطنت و سيادت پناه ظاهر بوده باشد كه هيچكس را حد آن نيست كه در مجلس بهشت آئين حرف بدى در باب احدى تواند گفت . خصوصا آن سيادت و سلطنت پناه را نيكى و بدى خوانين و سلاطين پوشيده نمىماند و احتياج به تصريح و بيان نيست . چنانچه شيخ مصلح الدين شيرازى عليه الرحمه فرمودهاند . نظم :
اگر صد عيب دارد مرد درويش * - رفيقانش يكى از صد ندانند
وگر يك ناپسند آيد ز سلطان - * ز اقليمى به اقليمى رسانند
. در اين ابواب آنچه به صلاح حال اقرب و اصوب دانند به عمل آورند .
قريهء بياچك
و طالش كولى سپهسالار ديلمان و شاه ملك سپهسالار رانكو و كياجلال الدين محمد سپهسالار گوله و كيسم و خرگام
با سيصد تومان مواجب به قيد حيات به او عنايت و احسان فرمودند
اهالى حرم
پادشاه عالم
كام دل مىگذرانيد و هميشه به سير و شكار و چوگانبازى و قبقاندازى اشتغال مىنمود و از بازى چرخ خبردار نبود كه شاطر . . .
به زنجير غضب شاهى گرفتار آمده اميره را به محراب خان قاجار و على خان به شاهوردى بيك يساول صحبت دو ساق نمودند .
تعيين نمودند گفتار در بيان آمدن شاه ملك سلطان به امارت بيهپس و به قتل رسيدن مصطفى سلطان و عصيان شاه ملك سلطان . چون شاه