109 / 10 - بعد از چندگاه شيرزاد سلطان قصد جان و خرابى عمارات داعيان او كرده . . .
109 / 13 - ليشاوندان
110 / 1 - على بيك مشاراليه جريده بيرون رفت
110 / 3 - عمارات داعيان
110 / 8 - و لؤمان شكال گوراب
110 / 9 - و روز ديگر
110 / 13 - موضع ليشاوندان
110 / 17 - بلوكات نزديك
110 / 22 - توقف نموده ، گاهى به سير و شكار به ييلاق حركت مىنمودند .
111 / 15 - ملا خليل
111 / 6 - ملك حسن و ملك اسد
112 / 1 - در خرجگير
112 / 10 - خان احمد خان ملك عنايت . . .
خشم و كين وصف بدانست و ددان - هركه دارد خشم و كين هست از بدان . حكم به قتل آن جوان يگانه كرده ، دلهاى آشنا و بيگانه را از خود رمانيد و بعد از اطفاى حدت و حرارت سيصد سر از مقتولان صحراى پسيخان . . .
گفتار در بيان عزيمت شيرزاد سلطان به جانب زرمخ و صادرات آن حركت بعد از چند وقت كه فصل بهار و استواى ليل و نهار بود ، شيرزاد سلطان با كين پلنگ و خشم نهنگ قصد جان و خرابى عمارت و اعيان . . .
ليشاموندان
و على بيك سلطان بر اسبى كه از پيرغيب خان حاكم طارمين به مبلغ يك صد و بيست تومان ابتياع نموده بود سوار شده جريده بيرون مىرود
عمارت و اعيان
ترك اسوار نام شكالى گوراب
و هفته ديگر
به موضع پسيخان
محلات نزديك
توقف نمودند و خود به ولايت زرمخ و تنيان به سير و شكار اشتغال مىفرمودند
ملك خليل
ملك حسن بيك و ملك اسد بيك
در بالاى تپهء خرجگير
خان احمد بنابر عداوت قديمى و جديدى كه به خاندان سلاطين اسحاقى داشت و از اختلال زمان دولت مظفر سلطان الى الآن بروشى كه درين تذكره مرقوم شده در مقام اندراس و
تاريخ گيلان ( فارسى ) — صفحة 320
مساهمون: ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
ص٣٢٠